{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p7

p7

کنارش ایستادم که دونه دونه عطرای مختلفی رو بهم داد تا امتحان کنم
=از کدومش خوشت میاد؟
دستم رو به سمت یکیشون بردم و بعد رز شروع کرد به خالی کردن شیشه عطر روی گردن و لباسم
_به نظرت خیلی زیاد نزدی؟
آروم خندید
=ببخشید
با خنده عطر رو سرجاش گذاشت به ساعت نگاه کرد
=خییییلی دیر شده....باید بری
_توهم میای؟
لبخندی زد:آره منم میام ولی یه گوشه وایمیستم تا فقط در صورتی که کمک خواستی بیام.....زودباش باید بریم


این پارت خیلییی کم شد میدونم ولی چون توی نوت گوشیم نوشتم این پایانه یکی از فصلاش بود،واسه همین اینجوری شد
دیدگاه ها (۰)

p8به دنبالش رفتم و از اتاق خارج شدیم.بعد از گذروندن صدها پله...

p8امیلی با لبخند به شراب توی دستاش اشاره کرد*تاحالا امتحان ک...

p6=هرچی تو بگی....دوست من_اوه انقد ادبی حرف نزنهردو آروم خند...

p5=ربکا...ربکا....بیدار شو دیر شدهچشامو باز کردم و دیدم رزال...

عاشقم باش Part ۴۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط