p7
p7
کنارش ایستادم که دونه دونه عطرای مختلفی رو بهم داد تا امتحان کنم
=از کدومش خوشت میاد؟
دستم رو به سمت یکیشون بردم و بعد رز شروع کرد به خالی کردن شیشه عطر روی گردن و لباسم
_به نظرت خیلی زیاد نزدی؟
آروم خندید
=ببخشید
با خنده عطر رو سرجاش گذاشت به ساعت نگاه کرد
=خییییلی دیر شده....باید بری
_توهم میای؟
لبخندی زد:آره منم میام ولی یه گوشه وایمیستم تا فقط در صورتی که کمک خواستی بیام.....زودباش باید بریم
این پارت خیلییی کم شد میدونم ولی چون توی نوت گوشیم نوشتم این پایانه یکی از فصلاش بود،واسه همین اینجوری شد
کنارش ایستادم که دونه دونه عطرای مختلفی رو بهم داد تا امتحان کنم
=از کدومش خوشت میاد؟
دستم رو به سمت یکیشون بردم و بعد رز شروع کرد به خالی کردن شیشه عطر روی گردن و لباسم
_به نظرت خیلی زیاد نزدی؟
آروم خندید
=ببخشید
با خنده عطر رو سرجاش گذاشت به ساعت نگاه کرد
=خییییلی دیر شده....باید بری
_توهم میای؟
لبخندی زد:آره منم میام ولی یه گوشه وایمیستم تا فقط در صورتی که کمک خواستی بیام.....زودباش باید بریم
این پارت خیلییی کم شد میدونم ولی چون توی نوت گوشیم نوشتم این پایانه یکی از فصلاش بود،واسه همین اینجوری شد
- ۵۹۹
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط