{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه لرزش دست و دلم

همه لرزش دست و دلم
از آن بود
که عشق پناهی گردد
پروازی نه، گریز گاهی گردد
آی عشق آی عشق
چهره آبی‌ات پیدا نیست
و خنکای مرهمی بر شعله زخمی
نه شور شعله بر سرمای درون
آی عشق آی عشق
چهره ی سرخت پیدا نیست
غبار تیره تسکینی بر حضور ِ وهن
و دنج ِ رهایی بر گریز ِ حضور،
سیاهی بر آرامش آبی
و سبزه ی برگچه بر ارغوان
آی عشق آی عشق
رنگ آشنایت پیدا نیست...
دیدگاه ها (۱)

معنی زن چیست؟با تبّسم گفت: لوحی از شیشه است که شفّاف بوده و ...

چند روز دیگر، شاید چند ماه دیگر یا شاید هم چند سال دیگر، بال...

هیچ وقت یکی را با تمام وجودت دوست نداشته باش، یک تکه از خودت...

هواسرد است وآتشِ نگاهِ تو روشن...!چایِ باراندر فنجانِ قهوه ا...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۵: زمزمه‌هایِ سنگ و خونبه محضِ ورود ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط