{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام خدای حق وحقیقت.....

به نام خدای حق وحقیقت.....
پروردگار....فقط دعا می کنم همانطور که
احساس می کنم فکر کنم
فقط دعا می کنم همانطور که
فکر می کنم بنویسم
فقط دعا می کنم همانطور که
می نویسم فهمیده شود......
دوست عزیزجناب عباس......نقاشی بسیارزیبایی بارنگی ازکلمات رادرجلوه انظارگذاشته اید،درنگاه اول هربیننده ای مسحورکلمات فسیح ورسایتان خواهدشدوبی شک تحسینتان خواهندکرداماباکمی دقت ونگاهی نافذانداختن به این نقاشی متوجه خطای دیدی دراین تصویربلیغ ورساخواهیدشد،وشمابیشترازهرشخص دیگری منظورم راازتصاویری که چشم بیننده راواداربه خطای دیدمیکندمیفهمید............
نگاهی عمیق وبقول خودتان ژرف به مباحث پیش آمده انداختید،وحقیقتانکاتی رابازگوکردیدکه گویای نگاه نافذونکته بین شماست.....وبنده باعرض جسارت نگاه شمارااجمالی وسطحی میخوانم چراکه باتوجه به خطای دیدایجادشده چندان ژرف وعمیق به این مباحث نظرنینداخته اید.....بسترتمام این قضایاهمان نکته ریزی است که ازدیدتان پنهان ماند....جناب عباس، آیامیان روزهاوهفته هایی که صرف نوشتن وکشیدن این نقاشی خوش رنگ ولعاب کردیدهیچگاه باخودتان اندیشیدیدکه منشااین اختلافات میان بچه کوردهای ویسگون بادوستان تان چیست؟یابقول معروف بجای حل مسئله ،صورت مسئله راپاک کردید؟!!!.....
جناب عباس ریشه این کدورتهاوواکنشهانهان ازروزهای دوریست درویسگون که باعث شدازبچه کوردهاتروریست وتجزیه طلب(بقول شما)وافراطی ها(بقول بچه کوردها)بسازدودوگروه شویم ودرمقابل هم بایستیم.....ودرواقع هردوگروهمان سرگوری شیون کردیم که مرده ای درآن نبود.....داستان ازآنجاشروع شدکه هرگاه کوردهاپست گذاشتن زیرش کامنت گذاشته شد:ٰازکوردهامتنفریم "کامنت دادن: کوردراچه به اظهارنظربرویدسرببرید"کامنت گذاشتن کوردهاهمیشه دردسرسازند" و........بسیارکامنتهای دیگرگذشت زمان فراموشش کردویادگاری ازجنس کینه دردرونمان کاشت.....فضامجازی بودوتنهاکاری که ازدست دوطرف برمی آمدگذاشتن پستهای محرک بودکه دیگری راواداربه واکنش کندولابلای آن هردوطرف به خواسته مان که همان بدوبیراه گفتن به یکدیگربودمیرسیدیم ودلمان خنک میشد....مصداق حرف بنده پست جناب قبه به آدرس لینک (http://www.wisgoon.com/pin/2575191/)که به ظاهرهیچ مشکلی نداردوهدف معرفی یک گروهک تروریستی است که به منافع کشورمان آسیب رسانده وهمگان بایدازوجودچنین گروهکی باخبرباشندواطلاع یابند،این پست یک کارانسانی ودرست میباشدالبته به ظاهر!!!کمی ژرف تر......نه بیشتر....ژرف وژرفتربه این پست نگاه کنیم، زیراین پست تعریغی ازگروهک یادشده ومتنی راجع به بیوگرافی ای ازاین گروهک به چشم نمیخورد.....وفقط تصویرپرچمی است که کوردهاازآن بعنوان پرچم شان یادمیکنند(جدای ازبحث اینکه پرچم واحدکشورعزیزمان فقط یک پرچم است وهمه مان زیرانوارمزین این پرچم اول ایرانی هستیم وبرای همه مان مقدس میباشد،ونه بنده ونه هیچ کوردویسگونی منکرش نیستیم ونخواهیم بود).........بگذریم.....داشتیم عمیقابحث میکردیم!بانگاهی عمیق میشودفهمیدهدف ازگذاشتن این پست تحریک بچه کوردهاوواکنش نشان دادن به این حرکت است وچه بهترازاین؟بایک تیردو نشان!هم تزوطن پرستی میدهیدوخدمتی به ایران کرده ایدهم بچه کوردهارازیررگباری ازنقدقرارمیدهیدوباچاشنی توهین وافتراشخصیتش رالگدکوب میکنیدودتازه دستتان هم بازاست که ایهاالناس من مرگ فرستادم برگروهک فلان این کافربی دین داردازآنهادفاع میکند!؟....غافل ازاینکه بچه کوردهدفش ازمنفی دادن به کامنتهاابرازنظری که سایت ویسگون دراختیارش قرارداده واجازه داردهرکامنتی راکه دوست داردمیتواندمثبت دهدوهرکامنتی راکه دوست نداردمنفی....ودفاعش ازپرچم کوردستان است که دوستش دارد...تااینجای ماجراهمه چیزبروفق مراداست.....بنده معتقدم فضای مجازی این خاصیت راداردکه خیلی راحت میشودنقش بازی کردوآنطورکه دوست داری میتوانی خودرابه دیگران بنمایانی!اماغافل ازاینکه یهوجایی شخصیت واقعی ات رادرقالب یک سوتی نمایان میکنی!........اینهارابیخیال......بین کامنتهای این پست یک چیزتعجبم رابرانگیخت!آقای ایکس فرمودندکه افغانی راترجیح میدهندبه کوردها،زیراکه کوردهانمک میخورندونمکدان میشکنن اما!!نکته خنده دارمثال جالب ایشان بود.....که فرمودندچندین کارگرافغانی دارندو......توجه داشته باشیدچندین کارگرافغانی!!!.....هیچکس به این نکته توجه نکردوحتی یکی ازکاربران که معترض شدوازمقایسه کوردهاباافغانی هاشاکی شدتوجه نکردکه آخربرادرجان!شماکه درکامنتهایتان تزوطن پرستی داده ایدوجان فدای ایرانیدچرانانتان رادرسفره کارگرایرانی نمیگذارید ؟چراآخرکارگرافغانی؟بخاطرمنافع شخصیتان ونپرداخت چندهزارپول اضافه وبیمه حاضریدروعقایدوطن پرستانه تان پابگذارید؟......وبگذریم ازاینهاراستی چرا؟شایداگرکمی دیگربحث بالامیگرفت دیگرکاربران نیزمثالهایی همچون او میدادندوما
دیدگاه ها (۶۲)

ヤラララ

🦢 پارت نهم | شروع بازیصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه بیدا...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

#برادر ناتنی من

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۸: «باز...

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط