{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

lets go

let's go...
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
ا.ت دخترخوانده میتسویا بود و میتسویا اون رو لقب بانوی آسیا گذاشته بود چون ا‌.ت مثل ی زن ایرانی زیبا بود حتی باوجود اینکه موها و چشمات رنگارنگ نیست ولی خیلی زیباست
ویو ا‌.ت :
امشب داشتم انیمه مورد علاقم رو میدیدم *زیر پتو * انیمه مورد علاقه ام بود خواستم برای چند دقیقه از فکر بابام دور باشم ...جدیدا خیلی ترسناک شده وقتی از اتاقم میام بیرون میگه بیا اتاقم و بدترین چیزی که میتونستم حس کنم این بود که لباس های باز و بدن نما میدوخت و تنم میکرد
* صدای در اتاق*
پشت در میتسویا: عزیزم! میشه بیام تو؟
ا.ت هیچی نگفت و میخواست ادا در بیاره که خوابیده ولی میتسویا وارد اتاق شد و ا.ت حرکتی نکرد که میتسویا گفت : ا.تی من کجا قایم شده؟
لحن میتسویا پدرانه بود انگار داشت با ا.ت قایم موشک بازی میکرد و یهو پتو رو کشید و با لبخند چشم بسته گفت: پیدات کردممممم * بغل کردن*
ا.ت هم متقابل بغلش میکنه
میتسویا دید ا.ت خیلی ساکته و میگه : عزیزم؟ ازم ناراحتی؟
ا.ت :نه ...فقط ....درباره لباس هایی که تنم میکن_
میتسویا : چه خوب شد که این رو گفتی * دست ا.ت رو میگیره * چند تا لباس جدید دوختم دلم میخواد که بپوشیشون
ا.ت : باباااااا... نمیخوام من بدم میاد
میتسویا با خنده شوخی : بیا عزیزم من با خیلی بهت میان
میتسویا ا.ت رو میبره و مجبورش میکنه لباس های خیلی باز بپوشه میتسویا از ا.ت عکس میگرفت و خنده های ریزی از سر رضایت میزد ا.ت به خاطره همین موضوع زد زیر گریه و لباسش رو زود عوض کرد و دید به سمت اتاقش و در اتاقش رو قفل کرد از شدت ترس و ناراحتی دیگه گریش بند نمیومد تا اینکه یک ایده دیوانه وار به ذهنش رسید ...
❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣
تا پارت بعد بای بای
دیدگاه ها (۸)

فقط سه نفر دیگهههه تا براتون سناریو جور کنم💋💌💕

واکاسا به عنوان یاندره ■■■■■■■■■■■■■■■■■◇ ی یاندره مرموز ول...

در ادامه ...پارت آخر •••••••••○•••••••••○○•••••••○○•••••○ایز...

در ادامه...$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$شب شد و توما رسید خونه و شام ...

سناریو میتسویا پارت ۲

Part 23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط