{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ادامه

در ادامه...
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
شب شد و توما رسید خونه و شام برات رامن درست کرد و باهم خوردید و یاد امروز افتاد
توما: ا.ت
ا.ت : هوم؟
توما: میشه ی چیزی بگم؟
ا.ت : اره...
توما : خب من رئیس گنگم گفته میخواد فردا تو رو ببینه میخواستم بدونم ....میای!؟
ا.ت : باشه میام
توما با تعجب : جدی!؟
ا.ت : اره دیگه آخر هفته رسید میتونم حداقل استراحت کنم
توما بلند شد و محکم بغلت کرد و گفت: یعنی خواهر به تو میگن ابجیییی😸
ا.ت : باشه باشه حالا ....بریم بخوابیم
* فردا شب *
توما لباس گنگش رو پوشید و ا.ت هم ی تیپ پسرونه زد و هردو سوار موتور شدن و بلخره رسیدن ا.ت چون ایزانا رو نمی شناخت ی مایک زد تا صورتش معلوم نشه توما با همه سلام کرد که یهو برادران هایتانی جلوش سبز شدن
ران با همون باتومش و نیشخندی که داشت و ریندو که پوزخندش باز بود نزدیک توما شدن
ران :هی سلام ....دوست دختر اوردی؟
ریندو : میخوای پز بدی؟ چقدر چصی
توما با خشم: اون خواهرمه...
ران و ریندو :😶😶😶😶😳😳😳
ران : ولی شباهتی بهم ندارید
ریندو:راست میگه....چقدر تو دروغ گفتن بدی
ا.ت با خشم :اون داداش خوندمه من از ایرانم
ریندو با تعجب : ایران؟! با خودم گفتم چرا صورتت مثل ایرانی هاست ( نزدیک شدن)
ا.ت پشت توما میره چون با دیدنشون تازه میفهمه چقدر رومخن
ایزانا: هایتانی ها ....خفه شید
* ساکت شدن*
ایزانا :خب خب میبینم که اومدی و....خواهرت؟!
توما ا.ت رو از پشتش میاره، بیرون ا.ت خمار نگاهش میکنه
ا‌.ت تو دلش :این چرا به من زل زده؟!
ایزانا تو دلش : این چرا ماسک زده؟!
ایزانا : چرا ماسک زدی؟
ا.ت :به تو چه!
* همه داشتن خودشون رو کنترل میکردن که پاره نشن*
توما در دل خود: خواهرم شهید میشه
ایزانا: ایرانی؟
ا.ت : اره
ایزانا: فارسی حرف میزنی؟
ا.ت : اره دیگه!
ایزانا: فارسی حرف بزن تا ثابت بشه
ران : عررررررررر( هر ذوق😂)
ا.ت : فقط اون دوتا کلا پوک رو میخوام بزنم ( فارسی میگه)
ران : الان چی گفتی؟( با ذوق )
تا فهمید معنیش چیه افسرده شد ایزانا ی خنده ریز کرد و به توما گفت :تو میتونی بری
توما :باشه....ا.ت بیا بر_
ایزانا : گفتم تو نگفتم که ا.ت که !
توما: اممم...ب...باشه
ا.ت ترسید پیش کسی که نمیشناستش و رعیس ی گنگ خلافکاره ایزانا به همه دستور داد که برن و ایزانا به ا.ت گفت : با من بیا بریم ی جای خیلی خوب ملکه
ا.ت از تعجب سرخ شد که کشی اون رو ملکه صدا زده ایزانا دست ا.ت رو میگیره و اون رو به سمت موتوروش میبره
ایزانا اندر ذهن خود:
ا.ت ....چرا انقدر خوشگله بانمکه میخوامش میخوامش میخوامششششش نباید بزارم ملکه از پادشاه جدا بشه ....فکر کنم....عاشق شدم
ا.ت سوار موتور میشه و و ایزانا جلو و ا.ت عقب که یهو ....
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
کرم دارم😂
پارت بعد رو میزارم آروم باشید
بای بای
دیدگاه ها (۱۳)

در ادامه ...پارت آخر •••••••••○•••••••••○○•••••••○○•••••○ایز...

let's go...♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧ا.ت دخترخوانده میتسویا بود و میتس...

سناریو یاندره ایزانا ***************************ا.ت یکی از د...

عزیزان گرامی نظر بدید

پارت جدیددددددد 🥳 ریندو شیپ باشه خوبه ؟؟🧐🤔ریندو : به هر حال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط