{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حامد برادر زادم ظهر پیچونده رفته گیم نت ...بابام فهمیده ب

حامد برادر زادم ظهر پیچونده رفته گیم نت ...بابام فهمیده برگشته میگه-حامد ظهر کجا بودی؟
اونم هول شده گفته -هیچی رفته بودم سوپر مارکت بازی کنم :|||
من :|
بابام :/
حامد :(
آبجیم:حامد قول میدی ب منم یاد بدی؟ :|
دیدگاه ها (۵)

داشتیم زندگیمونو میکردیم که یهویی:پیدا شـدآشنا شـــددوست شــ...

روزگار خوب میگذره...اما نه واسه ی من...از روی من...

نبودم...پس انتظار نداشته باش با هر کسی خوب باشم...

-اینقدر بداخلاق و سنگدلی که تنها شدی...-شاید اینقدر تنها‌بود...

پارت ۳ ویو ا.ت توی ماشین بودیم که تهیونگ شروع کرد به حرف زدن...

رمان اجبار تا عشق

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "14" "ویو جئون آنجلینا" ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط