{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب بر لب من نهادی و بوسه زدی

‌ لب بر لب من نهادی و بوسه زدی
انگار سری به عالم خلسه زدی

بیتاب شدم مست شدم واله شدم
شبنم به برت در بغلت ژاله شدم

دستانِ تو پیچک شده بر اندامم
گویی که شراب سرخ در این جامم

من در بغلت مست و پریشان شده ام
از بازی چشمان تو حیران شده ام

بگذار در آغوش تو پنهان بشوم
بر ساحل چشمان تو باران بشوم

ای کاش که این خلسه به پایان نرسد
بازیِ لب و بوسه به پایان نرسد
دیدگاه ها (۲)

عشقبازی های شعرم با تو تحسین میشوداین غزل با وصف جادوی تو تز...

هیچ میدانی که شب شد من شدم دیوانه اتبی سر و سامان شدم اواره...

زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایهء چتر سرم نیست ...

آسمان را مرخص میکنم,دیگر به هوا هم نیازی ندارم ,تـــــــ❤️ــ...

سناریو توباتو

سناریو تک پارتی ران هایتانی ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ران : +ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط