لب بر لب من نهادی و بوسه زدی
لب بر لب من نهادی و بوسه زدی
انگار سری به عالم خلسه زدی
بیتاب شدم مست شدم واله شدم
شبنم به برت در بغلت ژاله شدم
دستانِ تو پیچک شده بر اندامم
گویی که شراب سرخ در این جامم
من در بغلت مست و پریشان شده ام
از بازی چشمان تو حیران شده ام
بگذار در آغوش تو پنهان بشوم
بر ساحل چشمان تو باران بشوم
ای کاش که این خلسه به پایان نرسد
بازیِ لب و بوسه به پایان نرسد
انگار سری به عالم خلسه زدی
بیتاب شدم مست شدم واله شدم
شبنم به برت در بغلت ژاله شدم
دستانِ تو پیچک شده بر اندامم
گویی که شراب سرخ در این جامم
من در بغلت مست و پریشان شده ام
از بازی چشمان تو حیران شده ام
بگذار در آغوش تو پنهان بشوم
بر ساحل چشمان تو باران بشوم
ای کاش که این خلسه به پایان نرسد
بازیِ لب و بوسه به پایان نرسد
- ۱.۱k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط