{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سایه های پنهان

«𝐇𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐒𝐡𝐚𝐝𝐨𝐰𝐬»
((سایه های پنهان))
part:1
.
.
.
و یه دفعه دیگه هیچ چیزی حس نکردم...
قلبم هزار تیکه شد و احساس میکردم توی دنیا هیچ کسی نیستم...
همش از همون قرارداد کوفتی شروع شد
فلش بک به هفت سال پیش:
( ۲۵ آوریل ۲۰۱۹)
+امروز تولدمه خیییلییی خوشحالم
مامان و بابام رفتن بازار و من خونه موندم چون تازه از کلاس برگشته بودم و خسته بودم(لنا باله کار میکنه🩰✨)
رفتم یه دوش گرفتم و روتین پوستیم رو انجام دادم و لباسم رو پوشیدم داشتم موهام رو خشک میکردم که گوشیم زنگ خورد...
مکالمه:
؟: سلام خانم سئو لنا؟
+ بله خودم هستم ، بفرمایید.
؟: از بیمارستان دانشگاه ملی سئول تماس میگیرم.
پدر و مادرتون تصادف کردن لطفاً هرچه زود تر خودتون رو برسونین.
+چی؟؟؟؟ بله چشم حتماً الان خودم رو می‌رسونم.
پایان مکالمه.


از زبون لنا:
اون رو که گفت قلبم وایساد و احساس کردم یه لحظه نزد .
سریع آماده شدم و رفتم بیمارستان پشت در اتاق عمل بودم که خانم دکتر اومد:
+خانم دکتر حالشون چطوره ؟
دکتر:.................

ادامه دارد...

شرت پارت دوم: ۵ لایک❤️ ، ۱۰ کامنت
(سلام بچه هاااا چه خبررر❤️)
( ببخشید که چند وقت نبودم اینم از پارت اول🎀)
(واقعاً ببخشید میدونم خیلی کوتاهه ولی پارت های بعد بلند تره🥺🫂)
دیدگاه ها (۱۰)

اسلاید دوم:لنااسلاید سوم:جیهوناسلاید چهارم:لئواسلاید پنجم:ها...

★محفل★

ازدواج اجباری پارت 12خیلی خوشگل شده بودم و موهام رو با اتو م...

ازدواج اجباری پارت 22فلش بک به فرد صبح ویو لوسی ✨ پاشدم و رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط