{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شبــهای بـــارانی

این شبــهای بـــارانی

غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی

بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ ، که می آیـــــی

به احســــاست قســــــم یــــک شب

دلم می میرد از حسرت

………و

من اهسته میگویم :

تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمی آیی …..


.
دیدگاه ها (۱)

جناق می شکستیم و می گفتیم یادم تو را فراموش امروز اگر روزگار...

زمستان هم تمام شد...یخ دلت...خیال آب شدن ندارد؟

"سڪوت" حرف آخرهنه این ڪه حرفی نباشدهست خیلی هم هست"امـا عاشق...

ﺳﮑــــــــــﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀـــــ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

قصه ی ناتمام...بابام یه شب خوابید و دیگه بیدار نشدحسرت یه بغ...

---«می‌دانی، سخت‌ترین نوعِ غم، آن نیست که باعث شود آدم در می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط