شعر من را میخریای دوست ارزان میدهم

شعر من را میخری؟ای دوست ارزان میدهم
تازه یک تخفیف ویژه بهر خوبان میدهم

ذره ای از شهد لب هایت بنوشانم که من
مست لبهایت شوم شعر فراوان میدهم

اندکی با من مدارا کن,در آغوشم بگیر
یک بغل از مثنوی هم, بابت آن میدهم

با شراب چشم خود مستم کن ای گل تا سحر
من به ناز چشم تو, تا صبح دیوان میدهم

در آرزوی دیدنت ای ماه زیبا روی من
هر چه میخواهی بگو, من سهل و آسان میدهم

گر طلب کردی متاعی بیشتر از شعر من
شاعری را ترک گویم, پای تو جان میدهم...
دیدگاه ها (۴)

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، ترس رس...

غنچه ی بنشسته دراشعار من؛صبحت بخیر! چشمهایت هسته ی افکار من؛...

آخر ای دوست نخواهی پرسیدکه دل از دوری رویت چه کشیدسوخت در آت...

کاش دلها نقش باران را به دریا می کشید طرحی از مهر و وفا را ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط