{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بود اولینَ‌ش

گفته بود اولینَ‌ش
"من" هستم!
باورش کردم
افتخار هم میکردم
اولینِ کسےبودن،
آخ که عجب لذتے دارد!
آهنگ گوش میکردیم،
بغض میکرد...
کافه میرفتیم،
بغض میکرد...
قدم میزدیم،
بغض میکرد...
حتی لحظه اے هم که بوسیدمش،
بغض کرد...
یک جاےکار میلنگید!
"من شبیهِ اولین ها نبودم..."
دیدگاه ها (۱)

بهم گفت : چرا شبها نمیخوابے؟!چیزے نگفتم ...دوباره پرسید : چر...

شعرهاے من چشم دارندحتےچشم هاے شعرم راکه می بندمتو بر کلماتم ...

دِل نبنـــد....!!"پـایـان ِ" قصہ ےِ دِلبستـگے، "آغـازِ" زمیـ...

زخمـے ڪہ مے زنیـم دلے ڪہ مےشڪنیم ارزان نیستیڪ روزے باید بهای...

همیشگی من

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴⁷ایینه لعنتی رس...

تک پارتی جیمین...*عشق قدیمی..*جیمین با عصبانیت و کلافگی رانن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط