{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنــــدگــی کـــردن با مـــردم ایــن دنیــــا

زنــــدگــی کـــردن با مـــردم ایــن دنیــــا
همچـون دویـدن در گلـه اسب است
تــا میـتــازی بــا تــــو میـتــازنــد
زمیــن کـه خــوردی آنــهایی کـه
جـلوتــر بـودنــدهـرگـز بــرای تــو
بـه عقـب بــاز نـمی گـــردنـــد
و آنــهایــی کــه عقـب بــودنـــد،
به داغ روزهــایـی کـه میتاخـتی تــورا لـگــد مــال خــواهنــد کــرد...!
دیدگاه ها (۲)

رودی که می خشکد در او سودای طغیان نیستدور از تــو حتــی گریـ...

زنــــدگــی کـــردن با مـــردم ایــن دنیــــاهمچـون دویـدن د...

نامتان جاوید

اسمم را گفتممرا نشناختعینکم را برداشتممرا نشناختحالا مطمئنما...

پارت ۹۹ادای احترام کرد و خم شد:آه ای جنگجوی دلیر!من در مقابل...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

پارت ۱۷ — شبی که راه بسته شدچند روز از بسته شدن مسیرهای جنوب...

پارت ۱۷ — شبی که راه بسته شدچند روز از بسته شدن مسیرهای جنوب...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

پارت ۲

پارت ۳۰"نههه بچم، بچمو از زیر دست و پا نجات بدین!"صدای کوبید...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط