{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰

🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰
آتش و آب و آبرو با هم
هر سه گشتند در سفر همراه

عهد کردند هر یکی گم شد
با نشانی ز خود شود پیدا

گفت آتش به هر کجا دود است
میتوان یافتن مرا آنجا

آب گفتا نشان من پیداست
هر کجا باغ هست و سبزه بیا

آبرو رفت و گوشه ای بگرفت
گریه سر داد گریه ای جانکاه

آتش آن حال دید و حیران شد
آب در لرزه شد ز سر تا پا

گفتش آتش که گریه ی تو ز چیست ؟
آب گفتا بگو نشانه   چو ما

آبرو لحظه ای به خویش آمد
دیدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت محکم مرا نگه دارید
گر شوم گُم نمیشوم پیدا

#رهی_معیری


🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰 🔥 💧 😰
دیدگاه ها (۱)

ﻫﺮﮔﺰ ﺯﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻧﮑﻦ .ﭼﻮﻥ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩ...

دور ما دیوار بود و لای هر دیوار موش ترس در دل داشتیم از سای...

عروسکی که در پنج سالگی خراب شد و کلی غصه اش را خوردیمدر ده س...

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالینه ترانه ای نه شعری ...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ۱۶ : پیتزای چسبناک...

چی‌هیونگ آرام و با دست راستش ضربه نرمی به شانه مادرش زد سپس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط