مهربانی تا کی؟

مهربانی تا کی؟
بگذار سخت باشم و سرد.
باران که بارید
چتر بگیرم و چکمه
خورشید که تابید
پنجره ببندم و تاریک
اشک که آمد
دستمالی بردارم و خشک
او که رفت
نیشخندی بزنم و سوت
دیدگاه ها (۵)

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

ددی مافیاپارت ۱________________________🌜🌕🌛__________________...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۴

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

آن‌ها دوباره شروع به حرف زدن کردند، اما این بار یاد گرفتند ک...

داستان دختر برفی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط