{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت: هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!
درجهان سه چیز است که صدا ندارد:
مرگ فقیر
ظلم غنی
چوب خدا
دیدگاه ها (۱)

به به به به........ "اللهم ارزقنا کربلا"یک علی بر روی سینه ،...

یااباعبدالله . . . همه شب تا به سحر خواب حرم میبینم ز غم دور...

"درود بر کسانی که از پاکیشان دوستی آغازمیشود، از صداقتشان دو...

محنتون دوتموش جهانی یاامیرالمومنیناغلادورشاه وگدانی یاامیرال...

dark life = 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط