ظهور ازدواج پارت
ظهور ازدواج پارت ۵۶۷
با احساس تکونهایی کنارم تند و نگران چشمامو باز کردم
جیمین داشت ماسک اکسیژن رو از روی صورتش برمیداشت و کنار
میذاشت.
اخ..خداروشکر
انگار حالش خوب شده بود.
با دیدن چشماي بازم کلافه نچي گفت و سرشو تکون داد و گفت چرا
انقدر خوابت سبکه تو اخه؟
لبخند ارومي زدم.
خيلي عميق زل زد تو چشمام و ماسك رو گذاشت کنار و به پهلو غلت
زد سمتم و منو تو بغل کشید.
لبخندم عمیق تر شد و سر روی بازوش گذاشتم و مهربون نگاش
کردم.
اروم و جدي
نرم گفتم جانم
گفت: الا...
با لحن خيلي تلخي اروم گفت: خیلی اذیتت کردم؟
متعجب گفتم اذیت؟ چی میگی جیمین؟
سر تکون داد و تلخ گفت: تو زندگی با من خيلي اذيت شدي؟
دستمو گرفت و تند بوسید و گفت ببخشید.. به خاطر همه ناراحتي
هايي که خواسته و نخواسته بهت دادم منو ببخش..
از لحن خيلي سوزناک و غمگینش اصلا نتونستم جلوی خودمو بگیرم
و اشکم جاري شد و ترسیده و اشفته :گفتم چي داري ميگي جیمین؟ این
حرفا رو نزن
و دستشو فشردم و بردم جلوی دهنم و بوسیدم و با عشق گفتم تو
هیچ وقت دردي بهم ندادی که درمونش رو ندونم..هیچ وقت.
اره.. درمون همه دردهاي من خودش بود..
جیمین ترینر درمان من بود.
خنده هاش نگاش، اغوشش بودنش..
صورتمو گرفت و داغون چشماشو بست و گفت: گریه نکن..لطفا گریه
نکن.
و درمونده شقيقه مو بوسید.
از تلخي و درموندگی لحنش نمیتونستم جلوي گريه مو بگیرم.
این لحن ، لحن نزدیکی به خداحافظی بود
داشت ازم طلب بخشش میکرد چون رفتنم نزدیکه
چون قراره بچه شو به دنیا بیارم و برم.
دیگه قرار نیست ببینمش..
حتي فرد هم خيلي جدي اينو تو صورتم کوبید.
موندنی در کار نیست. اعترافی در کار نیست
منو در کنارش جا نمیده
جیمین پردرد صورتشو به صورتم کشید و با غم گفت گریه نکن
الا..گریه نکن سيندر الا .. معذرت میخوام
و دستامو محکم فشرد و صورتمو بوسید.
سعی کردم جلوي گريه مو بگیرم تا ناراحت نشه و چشمامو محکم به
هم فشردم.
با احساس تکونهایی کنارم تند و نگران چشمامو باز کردم
جیمین داشت ماسک اکسیژن رو از روی صورتش برمیداشت و کنار
میذاشت.
اخ..خداروشکر
انگار حالش خوب شده بود.
با دیدن چشماي بازم کلافه نچي گفت و سرشو تکون داد و گفت چرا
انقدر خوابت سبکه تو اخه؟
لبخند ارومي زدم.
خيلي عميق زل زد تو چشمام و ماسك رو گذاشت کنار و به پهلو غلت
زد سمتم و منو تو بغل کشید.
لبخندم عمیق تر شد و سر روی بازوش گذاشتم و مهربون نگاش
کردم.
اروم و جدي
نرم گفتم جانم
گفت: الا...
با لحن خيلي تلخي اروم گفت: خیلی اذیتت کردم؟
متعجب گفتم اذیت؟ چی میگی جیمین؟
سر تکون داد و تلخ گفت: تو زندگی با من خيلي اذيت شدي؟
دستمو گرفت و تند بوسید و گفت ببخشید.. به خاطر همه ناراحتي
هايي که خواسته و نخواسته بهت دادم منو ببخش..
از لحن خيلي سوزناک و غمگینش اصلا نتونستم جلوی خودمو بگیرم
و اشکم جاري شد و ترسیده و اشفته :گفتم چي داري ميگي جیمین؟ این
حرفا رو نزن
و دستشو فشردم و بردم جلوی دهنم و بوسیدم و با عشق گفتم تو
هیچ وقت دردي بهم ندادی که درمونش رو ندونم..هیچ وقت.
اره.. درمون همه دردهاي من خودش بود..
جیمین ترینر درمان من بود.
خنده هاش نگاش، اغوشش بودنش..
صورتمو گرفت و داغون چشماشو بست و گفت: گریه نکن..لطفا گریه
نکن.
و درمونده شقيقه مو بوسید.
از تلخي و درموندگی لحنش نمیتونستم جلوي گريه مو بگیرم.
این لحن ، لحن نزدیکی به خداحافظی بود
داشت ازم طلب بخشش میکرد چون رفتنم نزدیکه
چون قراره بچه شو به دنیا بیارم و برم.
دیگه قرار نیست ببینمش..
حتي فرد هم خيلي جدي اينو تو صورتم کوبید.
موندنی در کار نیست. اعترافی در کار نیست
منو در کنارش جا نمیده
جیمین پردرد صورتشو به صورتم کشید و با غم گفت گریه نکن
الا..گریه نکن سيندر الا .. معذرت میخوام
و دستامو محکم فشرد و صورتمو بوسید.
سعی کردم جلوي گريه مو بگیرم تا ناراحت نشه و چشمامو محکم به
هم فشردم.
- ۱.۰k
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط