{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید اورد.گذاشت رو تاخچه

یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید اورد.گذاشت رو تاخچه

من هر روز بهش آب میدادم.

روز سوم وقتی از سرکار اومد.

گلدون رو برداشت.یه سینی با چاقو

شروع کرد به قاچ کردن گلدون!!!

اونجا بود که تازه فهمیدم.....

آناناس چیه!!

"بر گرفته از خاطرات دهه شصتی ها"
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقانه ترین عکس سال2014

اگر عاشق چیپس هستید؛بیماری احتمالی تیرویید دارید...اگر عاشق ...

هفت پند مولانا: شب باش... در پوشیدنخطای دیگرانزمین باش...در ...

سلام دوستانزری جون پروفایل قبلیشو از دست داده.لطفا لایک کنید...

🌹 رزهای خونینپارت اولصبح زود بود و یونا مثل همیشه توی گل‌فرو...

این رمان تخیلی هست واقعی نیست ---**عنوان: لرزشی که صدا رو پس...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۵

نام: قرارداد نفرتPart:68جونگکوک کتش رو روی شونه‌های ا/ت اندا...

دیوانه هایی که فکر کردند میتوانند من روانی را رام کنند💀

وقتی نصف شب …

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۳ ویو راوی بلافاصله...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۰ ویو راوی تهیونگ...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱*ویو مادر سونگمین*حالا که سونگمین نیست میتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط