یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید اورد.گذاشت رو تاخچه
یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید اورد.گذاشت رو تاخچه
من هر روز بهش آب میدادم.
روز سوم وقتی از سرکار اومد.
گلدون رو برداشت.یه سینی با چاقو
شروع کرد به قاچ کردن گلدون!!!
اونجا بود که تازه فهمیدم.....
آناناس چیه!!
"بر گرفته از خاطرات دهه شصتی ها"
من هر روز بهش آب میدادم.
روز سوم وقتی از سرکار اومد.
گلدون رو برداشت.یه سینی با چاقو
شروع کرد به قاچ کردن گلدون!!!
اونجا بود که تازه فهمیدم.....
آناناس چیه!!
"بر گرفته از خاطرات دهه شصتی ها"
- ۱.۶k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط