{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام که شدی دانستم هیچ چیز تضمین ندارد حتی " دوستت دارم "

تمام که شدی دانستم هیچ چیز تضمین ندارد حتی " دوستت دارم " گفتن های گاه و بیگاه!
ولی هرگز ندانستم جار زدن های از فرط انزجار برای چیست؟! خب " عزیز رفته" ! همه می دانیم و می دانند که "تو" رفته ای و نه من! رفتی همان طور که آمده بودی... حالا این فریادها برای چیست؟ این همه بیان تشابه اسمها، اسمهایی که همیشه بودند.. این اعلام کردن ها...؟
نگذار کسی بیاید و به من بگوید:
هی فلانی! دارد نشانه می رود نفر بعدی را که بگوید ببین جان ! او رفت. حالا فقط تو!
من که عقلم قد نمیدهد به این چیزها...اگر هم همین است خب مبارک باشد.اصلا چه میدانم؟ من فقط تو را "داشتم" و حسی را که...
بگذریم ... بی خیال .. فقط آه!
فقط خواستم بگویم ناراحتی ات ناراحتم میکند هنوز! شاید این هم از همان دیوانگی هایی ست که میگفتی لای عطر موهات گم شده...
ولی حالا که رفته ای بگذار حرمت خوش نان گم نشود میان سوز نمک..
با احترام
دیدگاه ها (۱)

ماهم بلدیم دوست داشته باشیم کسی راو برای معشوقمان خودمان را ...

هر نوشته ای "صاحب " دارد. اگر نوشتن از سر قلم مان نمی ریزد، ...

+متنفرم از این آدم هایی که یکهو به سرشون میزنه برنهمینایی که...

خاطراتش را ثانیه به ثانیه مرور کردمچون خودآزاری که دلش درد م...

# سایه محافظ ## پارت سوم ### غار و زره آهنی زینب بعد از روست...

***## ادامه داستانمیتسوری، در حالی که هنوز گرمای آغوش اوبانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط