{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو آت

ویو آت
داد زدم
+آزادی خیلی خوبه
٪اوهومممممم
لیسا نشست رو‌ شیشه ماشین
+خلاقانست
منم انجامش دادم
+لیسااااا
٪بلههه
+خوش میگذره مگه نه؟
٪خیلی (خنده)

تهیونگ با تعجب گفت

-لیسا...تو..تو دوباره خندیدی
٪اره( لبخند)
-همیشه بخند..
+هورااااا
٪بهتره دیگه بریم داخل ماشین
+اوهووم
رفتیم نشستیم تو ماشین و کفشامون و پوشیدیم
+کجا میریم؟
-میریم شکلات فروشی...لیسا شکلات خیلی دوست داره
٪و..ولی مواد افزودنی و..( ناراحت)
تهیونگ پرید وسط حرفش
-امروز عیبی نداره..
رفتیم یه شکلات فروشی بزرگ پیاده شدم لیسا هم همینطور دوییدم سمت مغازه لیسا و تهیونگم اومدن
-خب چی میخواید؟.
+تلخ
-چی تلخ
مثل همیشه گند زدم
+شکلات
٪منم شکلات شیری می‌خوام
+شکلات شیری خوردن ندارع.
٪فهمیدم...پس منم تلخ

-لیسا تو تلخ نمیتونی بخوری معدت حساسه...شکلات شیری دوست داری به حرفش توجه نکن

٪باش‌...
تهیونگ رفت سمت شکلات شیری و برداشت و رفت سمت یه شکلات شیری دیگه و اونم برداشت و رفت سمت صندوق شکلات و برداشتم
+این که شکلات شیریه (خنثی)
-چشات کوره؟؟ ۷۵٪
+این که تلخ نیست
-پس چی تلخه
رفتم سمت شکلات و برش داشتم با دیدنش تقریبا داد زد
- ۹۹٪؟
+چته...اره
طوری که فقط خودم بشنوم گفت

-خب میگفتی زهر مار می‌خوام...خودم برات جور میکردم


پارت هدیه
دیدگاه ها (۳۰)

ویو تهیونگ من لب به ۹۹ درصد نمی‌زنم اونوقت این بچه...هوفففف ...

ویو تهیونگخسته شدم از بس گند بالا اوردنای لیسا رو جمع کردم ه...

۳۰۰ تاییمون مبارککککککککک ✨ 😭

ویو تهیونگلباس آت باز بود چشم غره ای نصیبش کردم ولی ندید -بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط