{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر تو شبیه منی

چقدر تو شبیه منی

چقدر تو خوب بیشتر از من خودم را میشناسی

بیا تا پشتِ پا بزنیم به بزرگ شدنمان

به آن همه سال های تنها بودنمان

به آن همه فهمیدنی که ارمغانش تنها دردِ بیشتر بود

بیا برویم فقط نگو که کجا ؟

چقدر این شانه هایم سنگین شده اند از نبودنت

بُغض هایم را به تو پیوند میزنم و چمدانم را در دست می گیرم

من اینجا منتظر آمدنت هستم

بیا دور شویم از نگاه های این مردم

اصلا بیا مرا بدزد و شبانه به جاده بزنیم و برویم و برویم

تنم به دستانت محتاج است

دلم برای یک گریه در بغلت تنگ شده است

بیا که دیگر وقت رفتن است

اما این بار نه تنها و یک نفره

دلم یک رفتن با تو میخواهد

دست در دستانت و یک رفتن برای همیشه

#علیرضا_بهجتی
دیدگاه ها (۷)

♥️🖇بيا برويم به صد و پنجاه سال قبلبه خانه‌های حوض‌دار به اتا...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

پارت۸|بازی بدون بازگشتکوک: بستنی بخوریم؟ته: بخوریمجین: شما ر...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط