{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم نیومد نذارم

دلم نیومد نذارم


بعد از اینکه رفتم داخل اتاقم دیدم کتابم افتاده روی زمین در حالی که من روی میز گذاشته بودم خیلی ترسیده بودم ولی رفتم کتابمو برداشتم که یکو رفتم داخل کتاب......

وقتی چشمامو باز کردم دیدم هفت نفر دورمن هستن
ازشون پرسیدم
ات: اینجا کجاست( نگران)
جیمین: اینجا سرزمین جادوگرها هستش فقط کسانی می‌تونن اینجا باشن که قدرت جادویی دارند

ات: ولی من که قدرت جادویی ندارم و جادو وجود نداره
دیدم یکی دیگه شروع به حرف زدن کرد مثل اینکه اسمش یونگی بود اون یکی هم مثل اینکه جیمین بود
یونگی: بلکه قدرت جادویی وجود داره انسان‌های عادی به خاطر اینکه اونو ندارند میگن که وجود نداره ولی قدرت جادویی وجود داره اینو می‌تونی ببینی این قدرت آب هستش که من جادوگر آب و آتش هستم اسم من هم یونگیه
ات:* باورم نمی‌شد که دارم می‌بینم داخل دستش آب و اون یکی دستش آتش به وجود آورد تو شوک بودم که اون یکی گفت*
جیمین: اسم من جیمینه
ته: اسم من تهیونگه
کوکی: اسم من جونگ کوکه می‌تونی منو کوکی صدا کنی
جین: اسم من جینه
جیهوب: اسم من جی هوبه
نامجون: اسم من هم نامجونه اسم تو چیه
ات: اسم من ات هست می‌تونم یه سوال بپرسم
همه: اره
ات: من از کجا باید بدونم که قدرت جادویی من چیه و اینکه داره هوا شب میشه ولی من جایی برای خواب ندارم
نامجون: باید بریم به دشت اما صبح میریم اونجا می‌تونی پیش ما بمونی تا موقعی که به دانشکده جادوگرها بری
ات: باشه مرسی
دیدگاه ها (۱)

اصمات و مافیای از جیمین و ا. ت ا.ت: های من پارک ا.ت هستم همس...

مثل همیشه داشتم کتاب می‌خوندم که فیلیکس صدام (اسم داداشش فیل...

نام فیک: جادوی منشخصیت‌ها: کل اعضا وا.ت و لیسا و جنی و فیلیک...

نام فیک: عشق مخفیPart: 34ویو ات*یکساعت طول کشید امتحانمو داد...

"اولین پریودی "

پارت۲ویو اتکه دیدم رفت توی یه عمارت واووو اصلاً شبیه یه عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط