{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آمده از خاطره ای دور ، چطوری ؟؟!

ای آمده از خاطره ای دور ، چطوری ؟؟!
سرمستی هر خوشه ی انگور ، چطوری ؟!
من بی تو کمی با صفت مرگ عجینم
تو، بی من دلخسته ی رنجور ، چطوری ؟!
رفتی و نپرسیدی از احوال نگاهم
رفتی ونگفتی : شب مخمور ، چطوری ؟!
شرمنده ام از حوصله ی تنگ خود ، اما
پرحوصله ی ساده ی مغرور ، چطوری ؟!
امروز که یادت به دلم سرزده آمد
پرسیدم ازاو : حضرت کم نور ! چطوری ؟؟!
حالا که شده عطر تو مهمان غزلهام
بنشین وبگو خاطره ی دور ! چطوری ؟!
دیدگاه ها (۶)

یادمن هست سحر نم نم باران می زدیار آهسته قدم بر لب ایوان می ...

آرزو دارم که جزء آرزوهای تو باشمدر خیالم دوست دارم توی رویای...

‍ غزل بخوان تو برای علاج بیمارتهمان مریض روانی ، حریص دیدارت...

بیا که قدر نبودت هزار غم دارمبرای گفتن یک شعر، واژه کم دارم...

Jisung

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط