{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو ~

سناریو ~
وقتی یه بغض خیلی سنگین داری و خودتو کنترل میکنی که گریت نگیره:)

نامجون: ( سرگرم کتاب خوندن بود که ناخداگاه یه نگا بهت کرد و متوجه شد کتاب رو گذاشت کنار و اومد کنارت نشست و سرتو روی شونش گذاشت)
نامجون: گریه کن نفسم ...من پیشتم

جین:( داشت قربون صدقه خودش میرفت که توجش بهت جلب شد و جلوت زانو زد و دستاتو گرفت)
جین: چی باعث شده یه فرشته بغض کنه هوم؟

جیهوپ:( اینقدر قربون صدقت رفت که خندت گرفت)

شوگا: ( اومد پیشت و محکم بغلت کرد)
شوگا:میدونم چه حسی داری..گریه کن

جیمین:( با دیدن صورتت که از بغض قرمز شده بود لبخند از روی لباش محو شد سریع اومد سمتت)
جیمین: ا..ا..ات چیشدع ؟؟؟ چرا بغض کردی قربونت برم ؟

تهیونگ:( گلای مورد علاقت رو برات میخره)
تهیونگ: اوخخخ من فدات بشم کیوتی چرا انقدر بغض کردی ببین چه گلای قشنگی برات خریدم

جونگکوک:( هیچی نمیگه ولی میاد پیشت بغلت میکنه و کلی نوازشت میکنه)
جونگکوک: نمیدونم کی باعث شده انقدر حالت بد باشه اما اینو بدون که من همیشه کنارتم پس خودتو خالی کن پرنسسم


حمایت؟
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی جین 🦋جین بعد از یه روز خسته کننده به گوشیش نگاه کرد...

تک پارتی یونگی 🫐هوای خنکی توی باد ها پیچید..زمزمه ی حشرات و ...

سناریو~وقتی همش لجبازی میکنینامجون: ات خواهش میکنم لجبازی رو...

از اونجایی که اصرار کردین پارته آخر رو بزارم منم عصبانیتمو گ...

یه نگاه به خودت بندازببین خودتو چقدر درگیر چیزای بی ارزش کرد...

سناریو bts در خواستی نوشته: sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط