{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدَم  یارِ مَه رویَم گُذَشت

خواب دیدَم  یارِ مَه رویَم گُذَشت
عَطرِ بُستان ، بَرّه  آهویَم  گُذَشت
آتَشی بَر جان و دِل اَفزود و رَفت
کوزه بردوش از سَر جویَم گُذَشت
کُشت ما  را بَر  رَهِ  سودای  خود
من به رویا آن  سیه مویَم گُذَشت
پُشتِ     خورشیدِ  روانِ   عالَمی
ماهِ  نیمه  از سَرِ  کویَم گُذَشت
میرَوَم  تا  قِصّه  گویَم  بَهرِ جان
آن هُمای  تاجِ  گیسویَم  گُذَشت
دیدگاه ها (۵)

...آن کس که تاج را به فریدون گذاشته استسودای عشق در سر مجنون...

نامه ها بنویس ای دل بهر عشق یک نگارخانه ی جان ترک کن در عشق ...

شادم که در شرار تو می سوزمشادم که در خیال تو می گریمشادم که ...

شادم که در شرار تو می سوزمشادم که در خیال تو می گریمشادم که ...

شادم که در شرار تو می سوزمشادم که در خیال تو می گریمشادم که ...

ای قبای پادشاهی راست بر بالای توزینت تاج و نگین از گوهر والا...

آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرسآن چنان سوختم از آتش هجرا...

آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرسآن چنان سوختم از آتش هجرا...

غزلستان: فال روز یکشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زینت تاج و نگین از گوهر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط