ONLY MINE
ONLY MINE
PART 28
کوک . خوب ببینم با این مشکل سو چیکار میکنی هان ا/ت
ا/ت . لعنت بهت( آروم
کوک . چیزی گفتی ؟
ا/ت . نه .. فقط گفتم شاید بتونم
کوک . ببینم چطور میتونی ( پوزخند
ا/ت . از ماشین پیاده شد
بادیگارد . خانم لطفا سوار شید این نزدیکی چندتا جنازه پیدا کردیم که احتمالا مال کساییه که باید محموله رو تحویل میدادن اینجا امن نیست بیاید بریم ..
ا/ت . اوکی .. ( نگران بود و میترسید چی جواب چانگ هو رو بده..
ویو باند
سو . عصبی به همه نگاه میکرد
سو . کار کی بود ؟( عصبی
فرمانده ساهو. هنوز نمیدونیم قربان داریم تحقیق میکنیم ..
سو . شما دقیقا چی میدونید هااا میدونستین ون محموله چقدر مهم بود تمام عملیات چند روز دیگه به ون محموله لعنتی بستگی داشت ( داد
سوها. عذر میخاییم قربان
سو . عذر خواهیه تو واسه من میشه ون محموله هاا( داد
ا/ت . قربان لطفا آروم باشید ... تقصیر فرمانده ها و سرباز ها که نبود هیچ کس اطلاعی نداشته که قراره چنین چیزی اتفاق بی افته ما سعی میکنیم زود ون فرد یا افراد رو پیدا کنیم..
سو . باشه پس این پرونده مال خودت با اختیار تام اما اگه نتونی تا ۲ روز دیگه بفهمی کی و چرا این کار رو کردهباید با شغل و زندگیت خداحافظی کنی هان ا/ت .. ( کاملا جدی و عصبی
ا/ت . چشم قول میدم بفهمم چیشده ..
سو . خوبه ... حالا همگی گمشیداز جلو چشمام ( عصبی
همه . چشم و رفتن بیرون ..
سوها. مطمنینمی تونین تو ۲ روز بفهمید ماجرا از چه قراره ؟ این کار فقط از یه وکیل خبره بر میاد
ا/ت . و منم همون وکیل خبره ام فرمانده سوها و لطفا همه کسایی که با من برای تحویل محموله ومدن بیان اتاقم ( لبخند و رفت تو اتاقش
سوها . بله .... همگی بیاید ( توی ذهنش امیدوارم بتونی ... ولی خیلی مشکوکی دختر
ا/ت . کدوماتون رفتیم تا اطراف رو نگاه کنید ؟
۵ تا سرباز .. ما رفتیم خانم
ا/ت . از جنازه ها عکس گرفتید؟
سرباز .نه خانم اخه عکس چرا ..؟
ا/ت . هیچی ..ولش نگرفتین دیگه.. خوب بهم بگید با چاقو کشته شده بودن یا تیر خورده بودن
سرباز . تیر خورده بودن خانم
ا/ت . خوب فشتگی چیزی ون اطراف پیدا نکردین ؟
سرباز . نه خانم
ا/ت . پوکر نگاشون کرد
سوها . من اینو پیدا کردم
ا/ت . چی؟
سوها . این فشنگ رو که احتمالا خطا رفته
ا/ت . این عالیه ... ( پوزخند دارم برات جئون
ادامه دارد......
PART 28
کوک . خوب ببینم با این مشکل سو چیکار میکنی هان ا/ت
ا/ت . لعنت بهت( آروم
کوک . چیزی گفتی ؟
ا/ت . نه .. فقط گفتم شاید بتونم
کوک . ببینم چطور میتونی ( پوزخند
ا/ت . از ماشین پیاده شد
بادیگارد . خانم لطفا سوار شید این نزدیکی چندتا جنازه پیدا کردیم که احتمالا مال کساییه که باید محموله رو تحویل میدادن اینجا امن نیست بیاید بریم ..
ا/ت . اوکی .. ( نگران بود و میترسید چی جواب چانگ هو رو بده..
ویو باند
سو . عصبی به همه نگاه میکرد
سو . کار کی بود ؟( عصبی
فرمانده ساهو. هنوز نمیدونیم قربان داریم تحقیق میکنیم ..
سو . شما دقیقا چی میدونید هااا میدونستین ون محموله چقدر مهم بود تمام عملیات چند روز دیگه به ون محموله لعنتی بستگی داشت ( داد
سوها. عذر میخاییم قربان
سو . عذر خواهیه تو واسه من میشه ون محموله هاا( داد
ا/ت . قربان لطفا آروم باشید ... تقصیر فرمانده ها و سرباز ها که نبود هیچ کس اطلاعی نداشته که قراره چنین چیزی اتفاق بی افته ما سعی میکنیم زود ون فرد یا افراد رو پیدا کنیم..
سو . باشه پس این پرونده مال خودت با اختیار تام اما اگه نتونی تا ۲ روز دیگه بفهمی کی و چرا این کار رو کردهباید با شغل و زندگیت خداحافظی کنی هان ا/ت .. ( کاملا جدی و عصبی
ا/ت . چشم قول میدم بفهمم چیشده ..
سو . خوبه ... حالا همگی گمشیداز جلو چشمام ( عصبی
همه . چشم و رفتن بیرون ..
سوها. مطمنینمی تونین تو ۲ روز بفهمید ماجرا از چه قراره ؟ این کار فقط از یه وکیل خبره بر میاد
ا/ت . و منم همون وکیل خبره ام فرمانده سوها و لطفا همه کسایی که با من برای تحویل محموله ومدن بیان اتاقم ( لبخند و رفت تو اتاقش
سوها . بله .... همگی بیاید ( توی ذهنش امیدوارم بتونی ... ولی خیلی مشکوکی دختر
ا/ت . کدوماتون رفتیم تا اطراف رو نگاه کنید ؟
۵ تا سرباز .. ما رفتیم خانم
ا/ت . از جنازه ها عکس گرفتید؟
سرباز .نه خانم اخه عکس چرا ..؟
ا/ت . هیچی ..ولش نگرفتین دیگه.. خوب بهم بگید با چاقو کشته شده بودن یا تیر خورده بودن
سرباز . تیر خورده بودن خانم
ا/ت . خوب فشتگی چیزی ون اطراف پیدا نکردین ؟
سرباز . نه خانم
ا/ت . پوکر نگاشون کرد
سوها . من اینو پیدا کردم
ا/ت . چی؟
سوها . این فشنگ رو که احتمالا خطا رفته
ا/ت . این عالیه ... ( پوزخند دارم برات جئون
ادامه دارد......
- ۵۹۱
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط