{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I loved be angel

I loved be angel
PART 31






تهیونگ. برگشتیم بالا مغزم داشت ارور میداد این دختره هواس برام نزاشته....
باید خودمو جمع جور کنم ...
همین که رفتم توی اتاقم گوشیم زنگ خورد حوصله نداشتم جواب بدم اما همین اسم فرمانده پارک رو دیدم جواب دادم سابقه نداشته این وقت روز بهم زنگ بزنه..!
تهیونگ. بله؟
فرمانده پارک. سلام قربان.
تهیونگ. سلام...چیشده؟
فرمانده پارک. قربان ما تو معامله با شیخ هایی که از قطر اومدن به مشکل بر خوردیم...می تونید خودتون رو برسون محل قرار ؟
تهیونگ. این پفیوز ها از هفته پیش تا حالا قرار داد رو امضا نکردن؟
فرمانده پارک. نه قربان امضا نکردن الان هم اینجا بلوا راه انداختن ... لطفا خودتون رو برسونید...
تهیونگ. باشه الان میام..( قطع کرد
تهیونگ. میدونستم آخرش اینا یه کاری دستم میدن ....
میخواستم از پله ها بدم پایین که چشمم به در اتاق ا/ت افتاد و فکری به سرم زد..!
چطوره یکم بازی کنیم؟ ا/ت رو هم به این قرار میبرم!
رفتم‌ سمت اتاقش و در رو باز کردن و رفتم داخل که بلند شد...
تهیونگ. بلند شو ... میریم جایی
ا/ت. کجا؟‌
تهیونگ. میفهمی.....دنبالم بیا سوال هم نپرس!
ا/ت. باشه...( خدا میدونه چه خوابی برام دیده! تو دلش
تهیونگ. سوار ماشین شدیم و حرکت کردم و تو تمام مسیر هر دو ساکت بودیم ...
نزدیک محل که شدیم به ا/ت گفتم..
تهیونگ. رفتی رفتیم داخل لام تا کام حرف نمیزنی از کنارم تکون نمی خوری!
ا/ت‌ مگه اینجا کجاس چه چنین قوانینی داره ؟
تهیونگ. اومدیم یه قرار داد کاری ببندیم نه یه قرار کاری ساده! پس بهتره به حرفم گوش کنی اگه نه خودت ضرر میکنی!
ا/ت. باشه ....( تعجب و رفتن داخل






ادامه دارد.....
#تابع_قوانین_ویسگون
#ویسگون
#فیک
دیدگاه ها (۱۲)

I loved be angel PART 32تهیونگ. از شرکت اومدیم بیرون و به با...

سناریو تصویری/جونگ کوک

_____________________________________ ...

چند پارتی درخواستی پارت ۱۰ ( آخر )ادمین . ا/ت و تهیونگ تا عص...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط