{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساکت شدم،

ساکت شدم،
دیگه مثل قدیما نیستم،
مثل اون زمانا که همه منو بخاطر شوخیاو جک گفتنام میخواستن...
این روزا اینقدر ساکت شدم که حرف زدن یادم رفته،
این روزا روزه میگیرم،
اما نه مثل آدمای عادی،
روزه ی سکوت،
با کسی حرف نمیزنم،حرفی ندارم که بزنم....
یه گوشه میشینم،می نویسم،
ازحالم،از تنهاییم،از تمام دَردایی که فرصت شاد بودنو ازم میگیرن...
منه همیشه پیروز،
باخــــتــــم..1
دیدگاه ها (۹)

بستنیابستنیا:-)کسی یادش هست؟؟؟

ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺑﺮﻧﺪ ﺍﺩﮐﻠﻨﺖ ﭼﯿﻪ ...ﺧﯿﻠﯽ ﺷﯿﮏ ﻭﻣﺠﻠﺴﯽ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ...

خخخخخ!

اعتماد پارت|۲۰|

فصل چهاردهم دکتر که پشت من مشغول تماشای خیابونا بود به سمت م...

part 1

#پارت۱۶۳از زبون سینا:مکان:سیلورنالعنتی چند روز بود که نه خبر...

ماراازجان‌باختن‌درنبردمیترسانندهمان‌هایی‌ڪه‌نمی‌دانند،ما‌شیف...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

طنین خشم نود میلیون پایان عصر غارت

‏♨️بلومبرگ: قطر به دلیل بسته شدن احتمالی هرمز، حالت فورس ماژ...

جون مادرت یمن این پل رو بزن ♨️نیروهای مسلح یمن:🔹ما پل‌ها را ...

♨️سفیر عراق در ایران گفت‌وگو با خبرگزاری رسمی عراق (واع): 🔹ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط