{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نویسم از تو و خودکار شاعر می شود

می نویسم از تو و خودکار شاعر می شود
دایره در دایره پرگار شاعر می شود

چشم در چشم تو گویی آینه در آینه
چشم من در لحظه ی دیدار شاعر می شود

از تو می گویم ، غزلها بر لبم گل می کند
با تو هر گنگ و کری انگار شاعر می شود

بلبل از شوق تو می خواند بهاران می رسد
با تو سرو و کاج حتی خار شاعر می شود

می چکد اشکم به دامن گونه ام گل می کند
اشک هم بر گونه ی تبدار شاعر می شود

مثل خورشیدی و می تابی به قلب سرد من
سایه ی من بر سر دیوار شاعر می شود

بر در میخانه ها نام تو را باید نوشت
با تو هرکس مست یا هشیار شاعر می شود

بر سر بیمار دل از لطف حاضر شو ببین
با طبیبی چون تو هر بیمار شاعر می شود

خشت خشت هر بنا با عشق چون بالا رود
سنگ عاشق گردد و معمار شاعر می شود
دیدگاه ها (۵)

.نــاز تـو و نـیاز مـن ، ای مــه دل پـذیـر مـن دل ز کـفـم رب...

کوه با دیدن چشمان تو وا خواهد رفترود چون ریخت به دریا به فنا...

عاشقانه های شبنم برابهترین مادر

با تو ایمنم و با تو سرشارم از هرچه زیباییست پناهم باش تا سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط