{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#انگیزه.ای.برای.عشق

#انگیزه.ای.برای.عشق
#پارت16
تهیونگ رفت سمت جیمین یه مشت زد تو دهنش از فرصت استفاده کردم سریع از اتاق بیرون رفتم برای تاکسی دست تکون دادم
_برو برو بدو
ماشینو روشن کرد
_کجا میرید
_نمیدونم فقط برو برو
_بریم خونهی من
اخمی کردم
_خفه شو ماشینو نگه دار
_نوچ
_میگم نگه دار حروم زاده
_بدون توجه فقط ماشین میروند
قفل درو باز کردم در ماشینو باز کردم خواستم بپرم که دستمو گرفت
_ولم کن اشغال
رفتیم یه جای خلوت فقط جیغ میزدم یادم به فیلما افتاد که ادم عشقاشو اینجوری پیدا میکنه بعد نگای مرد کردم دیدم خیلیییییی بد ریخته به خودم گفتم جنی عشق رو بیخیال به راه فرار باش ماشینو نگه داشت در ماشینو باز کردم خواستم برم که دستمو گرفت پرت کرد صندلی عقب داد زدم
_کمککککک کنیددددددد
اشکام روی صورتم جاری شد
_کمکكککککک
صدای یکی از پشت شنیده شد
_داری چه گوهی میخوری
مرده برگشت طرفش
_به تو ربطی نداره
سریع بلند شدم رفتم سمت اون مرده
_تروخدا کمکم کنید
_فکر کردی برای چی اینجام
خندید رفت طرف مرده یه مشت زد تو دهنش اومد سمتم
_نیاز به تشکر نیست
نفس عمیقی کشیدم
_ممنون
_باید ببرم خونتون چون از این اشغالا زیاد این طرفا پیدا میشه
_ب... باشه
دستمو گرفت داشتیم میرفتیم طرف خونه که ماشین تهیونگ جولوی پامون ترمز زد اون پسره لبخندی زد
_رفیق منه قابل اعتماده
زیر لب زمزمه مردم
_لعنتی گندش بزنن با این رفیقت
دستمو گرفت رفتیم سمت ماشین
_سلام داداش،این دختر رو اون عوضی داشت ازش سو استفاده میکرد. نگاه ته یونگ کردم واییییی گاوم زایید ( اگه درست نوشته باشم )بازم
دستاش مشت شده بود
مرده گفت: خیلی دختره بیچاره داد و بیداد کرد






داداش اینبار باید ۱۴تا لایک بیاد تا پارت بعد رو بزارم
چاکلت 😐🤚
دیدگاه ها (۳)

😐😐😐😐😐😐من دیگه حرفی ندارم الان میزارم

#انگیزه.ای.برای.عشق#پارت17تهیونگ رفت سمت اون پسره _من میبرمش...

#امید#پارت5_لیسا میبینی که کار مهم دارم بعد گفتن این حرفش از...

#امید#پارت4_منو بیخیال تو چجوری اومدی اینجا نفسمو فوت کردم _...

پارت بیست نهم

for me

ددی خشن من chapter 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط