{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر شدنم جبری ست در حداقل امشب

شاعر شدنم جبری ست در حداقل امشب
دستان تو تسبیحی ست در دست غزل امشب

چشم تو چه شیرین است هر وقت که میخندی
القصه که بیهودست این ظرف عسل امشب

انکار نکن...انگار، اشک است که می آید
دل تنگی ات افتادست در دستِ بغل امشب

میخندی و چشمانت از شرم سرازیر است
این گونه رقم خوردست از روز ازل امشب

هر لحظه هزاران شعر از چشم تو می ریزد
شاعر شدنم جبری ست در حداقل امشب!
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

My Arirang Part 6

۸۱۰شاعر شدنم جبری ست در حداقل امشبدستان تو تسبیحی ست در دست ...

امشب، کوچه‌های دمشق بوی غربت می‌دهند...دلم را برداشته‌ام و آ...

آسمان می خواند امشب قدسیان دف می زنندحوریان کِل می کشند و خا...

رضا ولی پور شاعر پلدختری

خوش به حال دل من مثل تو آقا داردبر سرش سایه ی آرامش طوبا دار...

امین شیرزادی شاعر اسلام‌آبادی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط