NEW MAFIA
part 2
این داستان برای زمانی هست که رییس هی بونگ و دایانگ دوتا جوان خام اما بشدت کار بلد و موفق بودند........
back to 1990
توی یک روز سرد زمستانی از پنجره ی اتاق کارش همانند لقبش مانند یک ملکه به حیاط شرکت خود چشم دوخته بود یاد آن صورت غمگین افتاد صورت غمگین اما پراز نفرت و قدرت اما با این حال در از زیبایی اسم آن پسر را با لبخند ملیحی آرام زمزمه کرد بیون هی بونگ. ناگهان یاد دیشب افتاد اتفاقاتی که داخل اون مهمانی فراملی افتاده بود.
مهمانی بشدت با شکوهی بود مافیا هایی با هر جنسیت و ملیتی به آن مهمانی با شکوه آمده بودند اما تنها دو نفر تدارکات این پارتی را دیده بودند آن هم نه دو نفر ساده دو تا از بزرگترین مافیا های جهانی بیون هی بونگ یک مرد جذاب کره ای و لوران بورگاد یک مرد با اصالت فرانسوی و بهترین رفیق و همکار بیون هی بونگ و تنها کسیایی که به هم اعتماد کامل دارد.
دنبال میزی که برای من بود میگشتم که لوران را دیدم هم دیگر را بغل کردیم و با استقبال گرمی با لحجه ی فرانسوی زیبایی از طرف لوران به سمت میز خودش رفتم و سر آن میز ایستادم
لوران: خیلی خوشحالم که دیدمت واقعا یک مدت طولانی میشد که ملاقاتی نداشتیم. دایانگ: آخرین بار دو سال پیش افتتاحیه ی سازمان توی کره بود دوسال میشه که با سازمان شروع کردم خیلی زود گذشته. لوران: درسته واقعا پیشرفت چشمگیری داشتی زمان کار آموزی هم تو بهترین کار آموز زن بودی تو الان بهترین مافیای زن توی بزرگترین سازمان مافیای جهان هستی باعث افتخاره که با شما ارتباط صمیمانه ای دارم........ -ادامه دارد-
این داستان برای زمانی هست که رییس هی بونگ و دایانگ دوتا جوان خام اما بشدت کار بلد و موفق بودند........
back to 1990
توی یک روز سرد زمستانی از پنجره ی اتاق کارش همانند لقبش مانند یک ملکه به حیاط شرکت خود چشم دوخته بود یاد آن صورت غمگین افتاد صورت غمگین اما پراز نفرت و قدرت اما با این حال در از زیبایی اسم آن پسر را با لبخند ملیحی آرام زمزمه کرد بیون هی بونگ. ناگهان یاد دیشب افتاد اتفاقاتی که داخل اون مهمانی فراملی افتاده بود.
مهمانی بشدت با شکوهی بود مافیا هایی با هر جنسیت و ملیتی به آن مهمانی با شکوه آمده بودند اما تنها دو نفر تدارکات این پارتی را دیده بودند آن هم نه دو نفر ساده دو تا از بزرگترین مافیا های جهانی بیون هی بونگ یک مرد جذاب کره ای و لوران بورگاد یک مرد با اصالت فرانسوی و بهترین رفیق و همکار بیون هی بونگ و تنها کسیایی که به هم اعتماد کامل دارد.
دنبال میزی که برای من بود میگشتم که لوران را دیدم هم دیگر را بغل کردیم و با استقبال گرمی با لحجه ی فرانسوی زیبایی از طرف لوران به سمت میز خودش رفتم و سر آن میز ایستادم
لوران: خیلی خوشحالم که دیدمت واقعا یک مدت طولانی میشد که ملاقاتی نداشتیم. دایانگ: آخرین بار دو سال پیش افتتاحیه ی سازمان توی کره بود دوسال میشه که با سازمان شروع کردم خیلی زود گذشته. لوران: درسته واقعا پیشرفت چشمگیری داشتی زمان کار آموزی هم تو بهترین کار آموز زن بودی تو الان بهترین مافیای زن توی بزرگترین سازمان مافیای جهان هستی باعث افتخاره که با شما ارتباط صمیمانه ای دارم........ -ادامه دارد-
- ۳.۴k
- ۱۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط