{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شب حرف می زنم

من از شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم...
دیدگاه ها (۱)

pişmanlıklarını,kırgınlıklarını,hatalarını, yanlışlarını vey...

قبله ی شرف،کعبه ی وفاسلامٌ علی،سبطُ المصطفیبا ملائکه شَوَم ه...

*یکی را دوست دارمولی افسوس او هرگز نمیداندنگاهش میکنم شایدبخ...

محبوبم را به چشم دل دیدم... گفتم تو کیستی؟ گفت تو!... "منصور...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

عاشقانه های شبنم

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

💠 در خانه‌ای که شیاطین هستند، اهل آن خانه شیطان زده می‌شوند....

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

عاشقانه های شبنم

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

رسول خدا (ص) فرمود:خانه‌هایتان را از قرآن بهره‌مند سازید هما...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط