MY FAVORITE ENEMY
"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۱۲۲
"ویو تهیونگ"
جونگکوک جوابی بهم نداد.
که جیمین گفت:
_دوربینا رو چک میکنیم...مگه دوربین نداره خونه؟؟
ته:اره..
جیمین:خب زود باش دیگه...
کامپیوتر و روشن کردم
و تصاویر نشون داد که یکی وارد اتاق شد و جنا رو بیهوش کرد و از خونه خارج کرد.
و هیچکس متوجه اش نشد..
ارنجم و رو میز گزاشتم و سرم و بین دستام گرفتم.
ته:اگه بلای سرش بیاد...چی؟
یوری زد زیر گریه..
کوک: پیداش میکنیم..من افراد زیادی و میشناسم که می تونن کمکمون کنن
ته:اگه دیر شه چی.؟
جونگکوک یهو داد کشید.
کوک:دیر نمیشه،نفوذ بد نزن.
صداش و پایین اورد
کوک:فردا صبح زود باهاشون قرار میزارم..
ته:بیارشون اینجا...
____
صدایه یونجون همراه با خر خرش امد.
یونجون:یکی بیاد کمکم کنه..
همین امدم پاشم برم سراغش تا لالش کنم.
جیمین نزاشت..
جیمین:بسپارش به من..
دونبالش تا تو اون اتاق رفتیم..
یونجون:نمیخواید بگید چیش....
حرفش تموم نشد که جیمین مشتش و تو صورت یونجون پیاده کرد .
که یونجون بیهوش شد.
یوری:کشتیششش؟؟؟
جیمین:فقط بیهوش شد..
جیمین:فردا ساعت ۹ صبح اینجام
و با عصبانیت از اتاق رفت...
کوک:منم میرم....تهیونگ اگه کوچیک ترین شکی به من داری از ذهنت بیرونش کن...خیلی وقته بیخیال انتقام گرفتن شدم..مطمئن باش منم به اندازه تو عصبی و نگرانم،و نمیزارم اتفاقی برایه جنا بیوفته..
سرمو تکون دادم..
کوک:شب بخیر...
یوریم داشت دنبالش می رفت.
.که جونگکوک وایساد و گفت:
_اگه میشه امشب پیش تهیونگ بمون..تا کار احمقانه ایی نکنه..راضیش کن بتونه استراحت کنه..مغزش به استراحت نیاز داره.
جونگکوک رفت..
یوری به من نگاه کرد..
ته:اتاق جنا هست..الان دیگه تمیزه چییزیم خواستی اون داره قطعا..
"ویو جونگکوک"
با سرعت به خونه رفتم.
تنها کسایی که برایه جونگکوک یه تهدید بودن من و یونجون بودیم.
پس کی ممکنه اون و دزدیده باشه؟؟
اگه بلایی سرش بیاد چی؟!
اگه دیر برسیم برایه نجاتش؟
وارد خونه شدم و اولین چییزی که دیدم و به سمت دیوار پرت کردم که خورد شد.
همش احتمالات عجیب غریب به ذهنم می رسید..
هر کی که باعث و بانیه این کاره رو نابود میکنم.
رو مبل افتادم و با چنگام موهام عقب فرستادم.
کاشکی پیشش می موندم و نمیرفتم طبقه پایین..شاید الان با خیال راحت میخوابیدم..
ولی دلم خوش بود که خوابم ببره
تا خود صبح بیدار بودم و فکر می کردم.
کی میتونست این کارو کرده باشه؟؟.
چرا باید این کارو بکنه?
این همه ادم تو اون خونه بود یعنی کسی متوجه نشدهه؟
GHAPTER:1
PART:۱۲۲
"ویو تهیونگ"
جونگکوک جوابی بهم نداد.
که جیمین گفت:
_دوربینا رو چک میکنیم...مگه دوربین نداره خونه؟؟
ته:اره..
جیمین:خب زود باش دیگه...
کامپیوتر و روشن کردم
و تصاویر نشون داد که یکی وارد اتاق شد و جنا رو بیهوش کرد و از خونه خارج کرد.
و هیچکس متوجه اش نشد..
ارنجم و رو میز گزاشتم و سرم و بین دستام گرفتم.
ته:اگه بلای سرش بیاد...چی؟
یوری زد زیر گریه..
کوک: پیداش میکنیم..من افراد زیادی و میشناسم که می تونن کمکمون کنن
ته:اگه دیر شه چی.؟
جونگکوک یهو داد کشید.
کوک:دیر نمیشه،نفوذ بد نزن.
صداش و پایین اورد
کوک:فردا صبح زود باهاشون قرار میزارم..
ته:بیارشون اینجا...
____
صدایه یونجون همراه با خر خرش امد.
یونجون:یکی بیاد کمکم کنه..
همین امدم پاشم برم سراغش تا لالش کنم.
جیمین نزاشت..
جیمین:بسپارش به من..
دونبالش تا تو اون اتاق رفتیم..
یونجون:نمیخواید بگید چیش....
حرفش تموم نشد که جیمین مشتش و تو صورت یونجون پیاده کرد .
که یونجون بیهوش شد.
یوری:کشتیششش؟؟؟
جیمین:فقط بیهوش شد..
جیمین:فردا ساعت ۹ صبح اینجام
و با عصبانیت از اتاق رفت...
کوک:منم میرم....تهیونگ اگه کوچیک ترین شکی به من داری از ذهنت بیرونش کن...خیلی وقته بیخیال انتقام گرفتن شدم..مطمئن باش منم به اندازه تو عصبی و نگرانم،و نمیزارم اتفاقی برایه جنا بیوفته..
سرمو تکون دادم..
کوک:شب بخیر...
یوریم داشت دنبالش می رفت.
.که جونگکوک وایساد و گفت:
_اگه میشه امشب پیش تهیونگ بمون..تا کار احمقانه ایی نکنه..راضیش کن بتونه استراحت کنه..مغزش به استراحت نیاز داره.
جونگکوک رفت..
یوری به من نگاه کرد..
ته:اتاق جنا هست..الان دیگه تمیزه چییزیم خواستی اون داره قطعا..
"ویو جونگکوک"
با سرعت به خونه رفتم.
تنها کسایی که برایه جونگکوک یه تهدید بودن من و یونجون بودیم.
پس کی ممکنه اون و دزدیده باشه؟؟
اگه بلایی سرش بیاد چی؟!
اگه دیر برسیم برایه نجاتش؟
وارد خونه شدم و اولین چییزی که دیدم و به سمت دیوار پرت کردم که خورد شد.
همش احتمالات عجیب غریب به ذهنم می رسید..
هر کی که باعث و بانیه این کاره رو نابود میکنم.
رو مبل افتادم و با چنگام موهام عقب فرستادم.
کاشکی پیشش می موندم و نمیرفتم طبقه پایین..شاید الان با خیال راحت میخوابیدم..
ولی دلم خوش بود که خوابم ببره
تا خود صبح بیدار بودم و فکر می کردم.
کی میتونست این کارو کرده باشه؟؟.
چرا باید این کارو بکنه?
این همه ادم تو اون خونه بود یعنی کسی متوجه نشدهه؟
- ۵۳.۲k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط