{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۱۲۰


"ویو جنا"

ته:..چون این لا///شی افتاده بود به جون یه دختر که زورش ازش کمترههعع بعد تو دلیلی بهتری داری که نکشمش همین الان؟؟؟؟

جیمین:باشه بزن بکشش فقط الان وقتشه نیست بزار بعد مراسمم..

یونجون:چی چی میگی؟؟

یونجون به زور با سر و صورت خونی این و گفت
که جیمین قاطی کرد و یدونه کوبید تو شکمش

جوری که هر چی خون بود و بالا اورد.

جیمین:برو خداتم شکر کن..یه ساعت بیشتر زنده ایی...

این دفعه تهیونگ جلو جیمین و گرفت.

ته:بزاریم برایه بعدا..

یوری یه هودی برام اورد
تهیونگ امد سمتم.

ته:بریم اتاق من.. تا گند کاری اینجا جمع شه نمیخواد بیای پایین بهتره استراحت کنید..

بقیه از اتاق رفتن بیرون فقط یوری داخل بود .

هودی و تنم کردم.


از اتاق رفتم بیرون.
یکم خجالت می کشیدم که اونا اونجا وایساده بودن..

وارد اتاق تهیونگ شدم.

تهیونگ از اون پسرا نبود که خوابیدن رو تختش باعث بشه چندشم بشه..چون شواهد نشون میده که اون از منم تمیز تره...

جیمین و تهیونگ رفتن..
جیمین یونجون و تو یکی از اتاقایه بالا انداخت و در و قفل کرد.

رو تخت نشستم.

یوری:میخوای پیشت بمونم؟
جنا:نه..ممنون..

یوری لبخندی بهم زد و رفت.

پتو رو رو خودم انداختم.

جونگکوک هنوز جلویه در اتاق بود.

جنا:ممنونم..اگه تو نبودی یونجون..

نزاشت حرفم و ادامه بدم.

کوک:به موقعه رسیدم...
جنا:اره.

سرم و رو بالش گزاشتم..

جنا:حالا واقعا تهیونگ میخواد بکشتش؟
کوک: شک نکن.

جنا: مگه همش الکی نبود؟جدی میخواد اون و بکشه؟..
جونگکوک با نیشخندی نزدیک تخت شد و لبه تخت نشست.


جنا:تروخدا تو نزاری این کار و بکنه..
کوک:باشه نمیزارم اون این کار و بکنه.....خودم میکنم..

جنا:نههههه..بزارید یه خواب راحت داشته باشم.

کوک:تو چرا طرف اون در میای اون عوضی داشت از حدش میگذشت.

جنا:ولی نباید بکشیدش...

کوک:چشمات قرمز شده و پُف کرده از بس گریه کردی...باید بیشتر از اینا سرش بیاد..

جنا:همه گریه هام که بخواطر اون نیست...کلا..حالم خوب نیست.

کوک:برایه چی؟

جنا:همین..دیگه..عموم.زن عموم...‌
‌‌‌‌‌‌‌
کوک:بهتره بخوابی..و بهش فکر نکنی.
جنا:میشه تهیونگ و راضی کنی اونن استراحت کنه؟؟..اینطوری ادامه بده نابود میشه..
کوک:اینو نباید ازم بخوای
جنا:چرا؟
کوک:باید از یوری بخوای..

منتظر نگاش کردم.

کوک:به نظر رابطشون خوب میاد...

خندم گرفت.

جنا:وای یوری..

کوک:حالا بخواب....


قبل از رفتنش...

تو صورتم خم شد و پیشونیم و بو//سید..
دیدگاه ها (۴۸)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۲۱"ویو جنا"تو صورتم خم شد ...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۲۲"ویو تهیونگ"جونگکوک جواب...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۱۹"ویو جنا"یونجون: پس دیگه...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۱۸"ویو جنا"ته:اتیش سوزی سا...

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط