{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام

من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام
که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی
خواب و خیال و آرزو هایم را آشفته نمی کند
حالا یاد گرفتم که فراموشی
دوای درد همه نداشتن ها
نخواستن ها و نیامدن هاست🌷
دیدگاه ها (۱)

هیچ درختی به خاطر پناه دادن به‍‍پرنده ها بی بار و برگ نشده ا...

آدما میرن دنبالِ لیاقت‍‍شون پس بذارین حق انتخاب رو به خودشون...

ده ها هزار میلیارد اتم، یک سلول را می سازندو هفتاد و پنج هزا...

هی با توآممن همینی ام که می بینیمغازه که نیست دکور بچینم برا...

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، نداشتنِ کسی نیست...داشتنِ کسی‌ست که ف...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

پارت پنج

سناریو جدید

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط