{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها

این روزها
بی حواس ترین زن دنیا منم
که در گذر از میان مردم شهر
با هر عطری به یاد تو
مست می شوم
و در چهار خانه ی
هر پیراهنی شبیه تو
بیتوته می کنم

این روزها
هستی وُ نیستی
و میان بی حواسی های معلقم
قدم می زنی

تو را می گردم
در میان تمام کسانی که شبیه تو نیستند
و سراغ تو را
از شلوغ ترین خیابان های شهر می گیرم

نیستی که نیستی
و من
بی حواس ترین زن دنیا
که هر چه می کنم
حواسم از تو
پرت نمی شود که نمی شود
دیدگاه ها (۱)

باران حسی شبیه تو داردوقتی بر من می‌باری وُ ندارمت !تار از ن...

به ماندن تو عاشقم...به رفتن تو مبتلا...شکسته ام ولی ...

شهر غم خسته و دربه در شهر غممشبم از هرچه شبه سیاه ترهزندگی ز...

هنوز همدر این حجم تنهاییتو را بیشتر از همیشه کم دارمــبه پای...

وقتی که تو نیستیدنیاچیزی کم داردمثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط