{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران حسی شبیه تو دارد

باران حسی شبیه تو دارد
وقتی بر من می‌باری وُ ندارمت !

تار از نگاهِ خیسی که ،
نیست ببینمَش
یک‌ریز می‌باری
هستی
شبیه تمامِ ابرهای دنیا گِـلایه داری
بر سرِ آوارگی‌ام چنان می‌باری که هزار ابرِ دل‌تنگی !

به نگاهِ بارشی نشسته‌ام
پشت به روزهای نبودنت
شبیه شب‌هایی که هنوز نیامدی
به رقصِ قطره‌قطره‌ات بر تنی سبز
بر چهاربرگِ خوشبختی
شاید این‌بار جای باران ،
تو بیایی !

این سال‌های تنهایی ،
هرشب ،
مستِ سبزهای خیسِ این شب‌های دَربه‌دَرم

شبدرِ باغچه‌ی ما ،
خوشبخت‌تر از نگاهِ این زن است

وقتی تا نسیمِ صبح ،
قطره‌ای از تو را به جان می‌گیرد
شبنمَ‌اش می‌شوی
تا سپیده دارَدت
هر چهاربرگِ خوشبخت ،
هر صبح ،
هزار شب‌دَر می‌شود وُ

جای خالی‌اَت بزرگــتر
دیدگاه ها (۱)

به ماندن تو عاشقم...به رفتن تو مبتلا...شکسته ام ولی ...

چه ذوقـــــــی دارد.. دویـــــدن میــــان گندم زار..وقــــــ...

این روزهابی حواس ترین زن دنیا منمکه در گذر از میان مردم شهرب...

شهر غم خسته و دربه در شهر غممشبم از هرچه شبه سیاه ترهزندگی ز...

شوهر های شیطان من ( درخاستی ) پارت ۴.───شش ماه بعد.ات دیگر ب...

گاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این که چطور با قلبی خسته ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط