{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛
پارت۶

ات ویو

صبح با الارم گوشیم بیدار شدم

ات : خدیااا خابم میاد،یکی نیست بگه خب خر تا ساعت ۴ داشتی چه غلطی میکردی 😫

همینجوری که داشتم به خودم فهش میدادم لباسمو پوشیدم ، موهامو با یع کلیپس جمع کردم کیفم رو برداشتم و رفتم‌
.
.
.
بعد از چند مین رسیدم

داشتم راهمو میرافتم که زویی اومد

زویی : سلاممممم

ات : سلام ( بی حال )

زویی : چته ؟

ات : خوابم میاددد ، راستی لنا کجاست

زویی : رفته سفر اخه یکی نیست بگه کی روز دوم مدرسه اش رو غایب میکنه

ات : نمیدونم والا

داشتیم حرف میزدیم که زنگ خورد رفتیم کلاس
.
.
.
.
.
معلم داشت درس میداد منم مثل چی سرم درد میکرد برای همین سرم رو گذاشتم روی میز چشمام سنگین شد و خوابن برد

.....
دیدگاه ها (۲)

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۲۰ ات ویو از ماشینم پیاده شدم ...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩لباس ات (اسلاید اول)کفش ات ( اسلاید...

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛پارت۴ات : بیان بریم دیگه کمتر بخنديددد زویی : ب...

خواب رویایی ✨💘پارت 1به خودم تو آینه نگاه کردم ی لباس بلند پو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط