{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩
پارت۲۰

ات ویو

رفتم داخل دستشویی که دیدم یه مرد اومد داخل و درو قلف کرد وایسااا اون ک...کوک بود
بعد منو چسبوند به دیوار تو شک بودم ولی سرع خودم رو جمع کردم و یه مشت زدم تو شکمش

ات : مرتیکه میدونی من کی هستم ( عربده)

جونکوک: دستت خیلی سنگینه (پوزخند)

ات : یا شاید تو ضعیفی( گوه میخورم خودم بیشتر دستم درد گرفت )

همینجوری داشت میومد جلو ولی من ثابت موندم

ات : یه قدم دیگه بیا جلو تا جرت بدم

بی توجه به حرفم اومد منم با پا زدم تو شکمش افتاد رو زمین چشماش بسته شد

ات : وایییی

رفتم بالا سرش
که دیدم چشماش رو باز کرد وبند نقابم رو کشید تا خواستم واکنش نشون بدم نقابم افتاد

جونکوک : اتتتتتتتت 🤯

ات : حلا خوب شد ، شناختیممم فقط بفهمم به کسی چیزی گفتی میکشتتتتت .

بعد نقابم رو زدم و رفتم بیرون

.....
دیدگاه ها (۲)

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛پارت۷ات ویو با داد معلم بیدار شدم معلم: سر کلاس...

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛پارت۶ات ویو صبح با الارم گوشیم بیدار شدمات : خد...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۵ویو ات مثل چی دستشویی داشتم از...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۶جونکوک ات رو به دیوار می‌چسبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط