{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز برگشتم به نقطه سر خط

باز برگشتم به نقطه سر خط
نمیدانی چقدر خسته ام؟؟
من که با خود کنار آمده بودم،
کوه را میکندم بدون خستگی ،
جاده ها را همچون تک سواری بی اسب بسوی ازادی از تن میرفتم،
چه میخواستی از من؟؟!! از کجا آمدی؟؟!!
تو آمدی و همه چیز برعکس شد؛ سقف به سینه ام رسیده یا من سقف چسپیده ام نمیدانم؟؟!!
نمیدانم چرا عشاق شاعر از کوچه های بی انتها مینویسند؟؟!!!
شاید تو را ندیده اند؟؟!!!!!
تو آمدی و تمام کوچه ها بن بست شدند
و من باز اسیر و سرگشته گشتم در خود این شهر شلوغ،
آه فکرت باز آمد سراغم؛ باز باید از تو بنویسم،
باز برگشتم به نقطه سر خط؛ گیچ و مبهم آخر از تو چه بنویسم؟؟!!!!
تو را چگونه وصف کنم؛ که هم زهری و هم مرحم؛ که هم دردی و هم درمان، از زیبایی سوزناکت بگویم یا نگاه معصومت، نمیدانم که هر دو کشندست.
تلخ شده ام ، همانند جام زهری که چه شیرین است.
دکترها تمام مسکن های دنیا را به من بدهند چه سود؟
تو که بهتر میدانی مسکن ها بکار من نمی آیند
درد مرا مرهمی جز وجودت نیست،
بیا و پلکی در کنارم باش،
تا از گرمای دستانت کمی گرم شوم،
نگاهم کن تا از پنجره چشمانت پردیس را بجویم،
و در بهشت وجودت پای گذارم تا از صنای تو شعری بسرایم ؛
ای که بهشت فاصله میان دو شانه هایت،
خوشا به حال گردنبندت که هردم می بوید بهشت را ،
به کدام عطر بگویم بپیچد در باد برایت ای قوامستان نارنج،
مرا به آغوش بکش؛ قسم به عشق ،که میفروشم بهشت را به هم آغوشی با تو،
صدایم کن، مرا فریاد بزن ، رازت را به من بگو ، تا از لعل لبانت بچینم خوشه زهری شیرین ،
من هم رازی دارم بزرگ؛
در سینه ام جای نمیگیرد،
میتوانن رازم را بگویمت؟؟!!!
آری این دیگر من نیستم ،
نمیدانم دیوانه ام یا شاعری که تمام شده است؟؟!!!
کدام احمقی گفته عشق شیرین است ؟؟!!!!
چرا تنوع بیچاره پای در بند است ؟؟!!!
چه کسی گفته ما باید مال هم باشیم ؟؟!!!
برو ای شاعرِ تمام شده،
برو مسکنت را بخور، حال کن با خودت
میدانم که ترجیح میدهی دیوانه باشی تا شاعر
دیوانه ای سخت در بند
دیدگاه ها (۱)

پنچ ‏شنبه و تنهایی و باران پاییز و سکوت...گر تو هم بودی چه ر...

دلم یه دل سیر گریه می خواد...دلم نمی خواد کسی باهام حرف بزنه...

مسافر حسین التماس دعای مخصوص 🙏 🙏

انگشتانت بوی انار می دهندبهشت رادانهدانهبر لبانم بگذار.........

تقدیم به محضرمبارک حضرت جانانم🧿🫀💕دودلم اول خط نام خدا بنویسم...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۵: نجواهایِ دیوارهااتاق بعد از رف...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

dark life =22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط