{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᏢᎪᏒᏆ 2

ᏢᎪᏒᏆ 2
-اره میتونی تهیونگ صدام کنی
+خب تهیونگ،دوست داری درمورد چی حرف بزنیم؟(لبخند)
-(نگاهش میکنه)
+خب بزار درمورد خانوادت صحبت کنیم چطوره؟
-بد نیس
+خب تعرف کن رابطت با خانوادت چطوره؟
-عالی(پوزخند)
+خوبه!(با تعجب بهش زل میزنه)
-خب سوال بیخود بعدیت چی؟
+درمورد یکی از اون ۲۰۰ نفرایی که کُشتی صحبت کن.
-چون،خیلی دوست داری درموردش بدونی باشه،اولین نفر بخاطر هرزگیش مرد،یبار با یکی توی رابطه بودم تو خونم بودیم و باهم مس.ت کردیم منم نیازش داشتم میخواستم وحشیانع به فا.کش بدم که فهمیدم با.کره نیس همونجا درجا یک گلوله وسط مغزش خالی کردم.
+به همین راحتی به قتل رسوندیش(سوالی نگاهش میکنه)
-اره،وای خانم دکتر نمیدونی چقدر حال میده کشتن در عرض یک ثانیه(خنده شیطانی)
+ازت بعیدم نیس به هر حال به سادیسمی بیشتر نیستی،شغلتم که مافیاس اصن بازی با جون مردم برات راحته.
-اخه جام نیستی ببینی چجوری التماست میکنن،احساس‌ قدرت بهت میدن(لباشو خیس میکنه)
+اوم
-خب تو بگو
+از چی؟
-از خانوادت!
+من وقتی ۱۱ سالم شد مادرم فوت کرد چون سرطان داشت،پدرمم منو از اول دوست نداست چون مادرم منو میخواست و پدرم عاشق مامانم بود قبول کرد من بدنیا بیام و باهاشون زندگی کنم وقتی مادرم مُرد منو از خونه پرت کرد بیرون.تقریبا یکی دوماه پیش خبر مرگش به گوشم رسید
-(ریکشنی نداره)
+برای همین از ۱۱ سالگی روی پای خودم وایستادم تا ۱۲ سالگی برام خیلی سخت بود ولی بعدش با چند تا مهارت تونستم پولی دربیارم به جایی کوچکی که بتونم زنده بمونم اجاره کردم وقتی هم که دانشگاهم تموم شد اومدم اینجا کار مردم و الان وضعم خوبه(لبخند)
-لبخند نزن،از این همه انرژی خوشم نمیاد!
+باشه(ناراحت شده ولی بروز نمیده)فک کنم برای امروز کافی باشه،خدافظ تهیونگ
-(حرفی نمیزنه)
+(درو میبنده)
+حالم بد شد این دیگه چه رفتاری بود؟
دیدگاه ها (۰)

ᏢᎪᏒᏆ 3+حالم بد شد این دیگه چه رفتاری بود!الان دیگه همه کارکن...

سلام قشنگام❤میدونم این حرفام پرویی ولی؛خداروشکر پیج من ۱۷۰ ت...

ᏢᎪᏒᏆ 1رامین:داهی(بلند)+بله؟(بلند)رامین:برو اتاق رئیس کارت دا...

اسم رمان:سادیسمی منشخصیت های اصلی:داهی،تهیونگشخصیت فرعی:داخل...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:³⁷تهیونگ فرمون رو محکم تر گرفته بود و هیچ ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط