{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۹

رفتیم و سوار ماشین شدیم و
ب سمت خونه راه افتادییم

تا رسیدم سریع رفتم سراغ موهام و
اینکه یکم ب خودم برسم

موقع آرایش اونیکس وارد اتاق شد ک
ازم نظر بخواد کدوم یکی از ساعتشو
بندازه
و منم وقتی وارد شد داشتم رژلب قرمز
میزدم ک اونیکس اخماش توهم رف

ع وا چته چرا اخم میکنی میخوای نرم؟

+تو خوشگلی باشه خوشگلل خب این رژ قرمز روی لبات چیه
میخوای کنسلش کنم و خودم تو خونه ب..

یعنییی میگییی رژ قرمز نزنم،؟؟!!؟

+حرف حرف توعه پرنسسم ت هرکاری دلت خواست بکن باشه؟  ببینم کسی خایه داره نگات کنه

خب خب اونیکس خان باید بری بیرون نمیزاری تمرکز کنم من

+چی؟

ع عشقمم اذیت نکن دیگه برو بیرون

+ن ن قبل اون  اونیکس خان؟  آره؟
پس قرارشد قبل رفتن اون رژه قرمز سهم من شع

خراب می..

و ی بوس دیگه از رو لبام

بیروننن

+چشمم پرنسسم

آرایشمو تکمیل کردم
و موهامم گفتم فر کنن
حالا وقت پوشیدن لباس بود

خب خب عالییی شد
دیگه برم پاییین ک اونیکس منتظره

از پله ها پایین رفتم اونیکس پایین پله بود

خب عشقمم چطور شدم؟

+عالیییی عین ماه شدی پرنسسم

+خب بریم؟

از بازوش گرفتم و رفتیم سوار ماشین شدیم

راه افتادیم
............

بنظرم کلی دعوت داشتن چون از این حجم از ادم جلوی ورودی معلوم بود

پیاده شدیم و ب داخل سالن رفتیم

و مثل همیشه برای خوش آمد گویی ی چن نفر اومدن
همه از ۰ تا ۱۰۰ ب خودشون رسیده بودن
و همین مهمونی رو حالت مهم نگه میداشت

واییی ن اونم اومده

با این حرفم نگاه اونیکس ب طرف کسی شد ک نگاش کردم

+اون همون لاشیه نی؟ همون بادیگارده

نگاهمو ازش گرفتم و ب اونیکس جواب دادم

آره خودشه

+و اینجا چ غلطی میکنه؟
وایسا الان حلش میکنم

نن کجا
دنبالش راه افتادم و سرعتمو زیاد کردم تا بهش برسم

هوفف
وایسا میگم بت
کجا؟

+میرم بگم اونو از مهمونی بندازن بیرون
و اگه این کارو نکن

چی میشه ‌؟

+خودم شخصا حسابشو میرسم

عشقممم!

+جانم پرنسسم

خب چیکارش داری اونم کاریت نداره ولش کن جون من

+گفتم قسم نده
نمیتونم بزارم اون اینجا باشه وقتی میدونم تورو
ایی تف بهش گوه خورده

ولش کن بخدا کاری نداره باشه؟قسم خوردماا

+باشه جوجه
خودت میدونستی اسمت تو سخت ترین قسم تو زندگیمه اینم بزار ب حساب تا بعدا جبران شه
دیدگاه ها (۱)

استایل هاشون

پارت ۷۸حاضر شدم و اونیکسم حاضر شد سوار شدیم و راه افتادیمرسی...

پارت هدیهشروع کردم ب خوردنو اونیکسم نشست پشت میز و شروع کردت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط