{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید تو هم محکوم در خود سوختن باشی

باید تو هم محکوم در خود سوختن باشی

یا مثل چایی که می افتد از دهن باشی

 

زخمی که من برداشتم فهمیدنش سخت است

سخت است حتی لحظه ای هم جای من باشی

 

توی دلم هر روز و هر شب رخت می شویند

باید برای درک این دلشوره زن باشی

 

در من دو روح بی قرار انگار در جنگ اند

سخت است با تنهایی ات در یک بدن باشی

 

در قاب آیینه خودت را گم کنی هر روز

در جالباسی هات دنبال کفن باشی

 

راهی برای صلح با دنیا نمی ماند

با مرگ وقتی گرم جنگی تن به تن باشی

  ...

مثل جذامی ها شدم، می رانی ام از خود

یک شب نشد با عشق در یک پیرهن باشم
دیدگاه ها (۲)

بوی سیب می دهد تمام خاطرم برای چیست؟این صدای آشنا که می نواز...

نذر چشمان تو این دل که اگر ما باهم...که اگر قسمت ما شد تک و ...

بیا از شانه ام سنگینی ِ این بار را برداربَمی شد رفتنت برگرد ...

دلم را می سپارم دست باران هرچه بادا بادبه دریاهای تقریبا خرو...

بسم الله الرحمن الرحیم مردم قبول دارند که جنگ هست ؛تحریم وکم...

دامن خونین

عشق پر مشغله: پارت سی و یکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط