رومان عشق بی نھایت پارت 20
رومان عشق بی نھایت پارت 20
از زبان ملیسا
از ماشین پیدہ شدم رفتم پیش حنا رفتیم تویہ کلاس داشتم درس میخوندم کہ زخم رویہ گردنم کہ کوک گاز گرفتہ بود معلوم شد و حنا اون زخمو دید داشت مخمو میخورد کہ دیشب چیشد و من ھم ھمہ ماجرایہ دیشب رو گفتم یکم مکث کرد بعد جیغ کشید خیلی خوشحال بود بعد یہ نگاھی بہ کوک کردم و بھم میخندید و من ھم لپ ھام گل انداختہ بود
زنگہ تفریح شد رفتم کتابخوانہ حنا باھام نیومد رفتم کتاب بردارم کہ دیدم حنا و جیمین اونجا ھستن وایی داشتن لبہ ھمو میبوسیدن براشون خوشحال بودم بعد زنگہ خونہ خورد وقتی خواستم برم خونہ کوک دستمو گرفت و گفت فردا میای بریم موتور سواری منم قبول کردم و گفتم با کمال میل۔۔۔
از زبان ملیسا
از ماشین پیدہ شدم رفتم پیش حنا رفتیم تویہ کلاس داشتم درس میخوندم کہ زخم رویہ گردنم کہ کوک گاز گرفتہ بود معلوم شد و حنا اون زخمو دید داشت مخمو میخورد کہ دیشب چیشد و من ھم ھمہ ماجرایہ دیشب رو گفتم یکم مکث کرد بعد جیغ کشید خیلی خوشحال بود بعد یہ نگاھی بہ کوک کردم و بھم میخندید و من ھم لپ ھام گل انداختہ بود
زنگہ تفریح شد رفتم کتابخوانہ حنا باھام نیومد رفتم کتاب بردارم کہ دیدم حنا و جیمین اونجا ھستن وایی داشتن لبہ ھمو میبوسیدن براشون خوشحال بودم بعد زنگہ خونہ خورد وقتی خواستم برم خونہ کوک دستمو گرفت و گفت فردا میای بریم موتور سواری منم قبول کردم و گفتم با کمال میل۔۔۔
- ۹۱
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط