{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رومان عشق بی نھایت پارت 13

رومان عشق بی نھایت پارت 13
از زبان ملیسا
رفتم خونہ واقعا نمیتونستم خودمو کنترول کنم خیلی خوشحال بودم واقعا اون از من خوشش میاد فکر امروز صبح از مغزم بیرون نمیرہ اما باید خونسردیہ خودمو حفظ کنم و بخوابم تا مثل امروز دیر بہ مدرسہ نرسم
فردا صبح
امروز بہ موقع بہ مدرسہ رسیدم وقتی کہ وارد مدرسہ شدم ھمہ منو یکجوری میدیدن بعضیا پشتہ سرم پچ پچ میکردم حنا رو دیدم و ازش پرسیدم چیشدہ گفت:مگہ خبرو نشنیدی گفتم: خبر نہ کدوم خبر بعد بھم گفت:دختر معروف شدہ گوشیشو بھم نشون داد و گفت:عروس آیندہ خانوادہ جئون خانم ملیسا وقتی اینو شنیدم جا خوردم گفتم: چی گفت: خبرت پخش شدہ و ھمہ گفتن کہ تو با کوک قرار میزاری و قرارہ کہ ھمسرہ چھرہ بحبوب بشی واقعا شوکہ کنندہ بود بعد از اون جیمین اومد پیشمون و گفت: کوک گفتہ کہ بیاید باھم صحبت کنیم من و حنا ھم رفتیم بلافاصلہ از کوک پرسیدم چیشدہ کی این چرندیاتو پخش کردہ اون گفت:من ھم نمیدونم باید باھم دست بہ دست ھم بگردیم دنبالہ کسی کہ این کارو کردہ من ھم قبول کردم و کلی تحقیق کردیم از اونجایی کہ حنا تو کارہ کامپیوتر بود ھمہ یہ شایعاتو از فضایہ مجازی پاک کرد ماھم حدود یک ھفتہ گشتیم تا دنبال اون کسی کہ اینکارو کردہ بگردیم و بعد از کلی سختی حنا یہ سرہ نخ از کسی کہ این خبر ھارو اشتراک گذاشتہ پیدا کرد۔۔۔۔
دیدگاه ها (۰)

رومان عشق بی نھایت پارت 14 از زبان ملیسا حنا یہ سرہ نخی از ک...

رومان عشق بی نھایت پارت 15از زبان ملیسا نگرانش شدم و زنگ زدم...

رومان عشق بی نھایت پارت 12 از زبان ملیسا کوک مچ اون دختر زور...

رومان عشق بی نھایت پارت 11از زبان ملیسااون دختر صدامونو شنید...

رومان عشق بی نھایت پارت 13از زبان ملیسارفتم خونہ واقعا نمیتو...

رومان عشق بینھایت پارت2از زبان کوکاون دختر خیلی خوشگل بود با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط