اون پسر یه روزی عاشق بود

اون پسر یه روزی عاشق بود
نمیخواست اینجوری باشه
اون پسر ارزوش بود دستای عشقشو بگیره
ولی تو خیابون عشقشو با اون دید
اون پسر شکست
اون پسر همونجا تو همون خیابون خاک شد
اون پسر همونجا کفن شد
با کفنی از جنس تنفر از هم نوع های نامردش
اون پسر باورش نمیشد
اون پسر گریه کرد
اون پسر هق هق کرد تو گوش خدا
اون پسر از خدام رو برگردوند چون هرچی داد و فریاد کرد خدا فقط نگاش کرد
اون پسر با خودش عهد بست دیگه عاشق نشه ولی....
یکی بازم اون پسرو خام کرد
اون پسر این کارو اخرین راه میدونست واسه نهایت خوشبختیش
اون پسر نمیدونست هرجا بره اسمون همون اسمونه
اون پسر بازم شکست


اون پسسسسسسردیگه نمیخندید


اون پسر(من)بودم
دیدگاه ها (۲۹۲)

شبیه شتر شدم:/خودم میدونم لدفا به روم نیارید:|

این پِسَرے کہ روے پاهاشــ وایسادهخیــــــــــلے وقتہ با دنیا...

تو قلبم بودی قلبمو دوس ندارمعکسای دو تایی خنده های الکی  همش...

رفت....ولی مونده خاطراتش...رفت...ولی مونده بازم خواهش ...رفت...

( الماس من )پارت ۳ مطمئن شد یه ماشین ،مشکی، پارک شده اون طر...

پارت ۸۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط