{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رختخواب مرا مستانه بنداز

رختخواب مرا مستانه بنداز
طبیب دردم

تو پیچ پیچ ره میخانه بنداز
طبیب دردم نازنینم ، مه جبینم

بخوابم بلکه در خوابت ببینم
سرم را سرسری کردی بسوزی

وای دل ای دل
به حقم کافری کردی بسوزی

وای دل ای دل
دلربایم ، مه لقایم 

عزیزم تو کجایی؟ ما کجایم؟
تا بودم سوزن دست تو بودم
خدا می دونه 
میون پنجه و شست تو بودم
خدا می دونه

اجل اومد که جون از ما بگیره
ندادم چون که پابست تو بودم
خدا به دردم
مگر چه کردم
نیاد روزی که ما بی تو بگردم
دیدگاه ها (۳)

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

من همگی تراستم مست می وفاستمبا تو چو تیر راستم تیر مرا کمان ...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

تو را من، زهر شیرین خوانم ای عشق!که نامی خوشتر از اینت ندانم...

.............. صبح*+آی تئودور خدا لعنتت کنه( البته دور از جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط