رختخواب مرا مستانه بنداز
رختخواب مرا مستانه بنداز
طبیب دردم
تو پیچ پیچ ره میخانه بنداز
طبیب دردم نازنینم ، مه جبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
سرم را سرسری کردی بسوزی
وای دل ای دل
به حقم کافری کردی بسوزی
وای دل ای دل
دلربایم ، مه لقایم
عزیزم تو کجایی؟ ما کجایم؟
تا بودم سوزن دست تو بودم
خدا می دونه
میون پنجه و شست تو بودم
خدا می دونه
اجل اومد که جون از ما بگیره
ندادم چون که پابست تو بودم
خدا به دردم
مگر چه کردم
نیاد روزی که ما بی تو بگردم
طبیب دردم
تو پیچ پیچ ره میخانه بنداز
طبیب دردم نازنینم ، مه جبینم
بخوابم بلکه در خوابت ببینم
سرم را سرسری کردی بسوزی
وای دل ای دل
به حقم کافری کردی بسوزی
وای دل ای دل
دلربایم ، مه لقایم
عزیزم تو کجایی؟ ما کجایم؟
تا بودم سوزن دست تو بودم
خدا می دونه
میون پنجه و شست تو بودم
خدا می دونه
اجل اومد که جون از ما بگیره
ندادم چون که پابست تو بودم
خدا به دردم
مگر چه کردم
نیاد روزی که ما بی تو بگردم
- ۲.۰k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط