{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شمعدونی های خونه مادربزرگ یک بوی خاصی داشت، خیلی مشتی بود

شمعدونی های خونه مادربزرگ یک بوی خاصی داشت، خیلی مشتی بود. بوش که می‌کردی انگاری عطر صدتا ادکلن خارجی می‌پیچید توی وجودت.
حیف،شمعدونی ها هم پیر شدن. حالا دیگه آرزوی داشتن خونه‌های حوض دار با گل‌های شمعدونی و نشستن توی حیاط و چای خوردن رو‌ باید به گور برد ..
دیدگاه ها (۲)

خواهرداستانش با بقیه فرق دارد!موجودیست که بویمادر میدهد ...

بعضی احساس ها کلمه نمیخواهد صدا میخواهد لحن میخواهد مثل "دوس...

نازنینم!می‌دانم که می‌دانی چقدر دوستت دارممی‌دانی که می‌دانم...

نفس هایت را،قطره قطره،بِچِکان روی لبم!من آن گیاهِ تشنه امکه ...

خون آشام من/پارت۲۴

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁴⁴صدای قدم‌های محکم گرگ پیر باعث شد دوب...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب²⁵بعد خیلی آروم پرسید:درمورد چی حرف زدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط