{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرسید به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تما

پرسید به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش
گفتم به خاطر هیچ کس.
پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد میزد "به خاطر تو"
با یک بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز.
ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک تو چشمانش جمع شده بود
گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است.
دیدگاه ها (۱۴)

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹بعد دستش رو برداشت و آ...

جرئتی که حقیقت شدپارت ۵آخرین دور، یکی از پسرها گفت: «حقیقت ...

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

پارت ۱۷ 🖤جونگ‌کوک هنوز به عکس خیره شده بود. چهره‌اش کاملاً ع...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪ات یک قدم عقب رفت.ـ «تو....

برده عمارت جئون

وقتی جلوشون گریه میکنیم

سناریو(درخواستی):وقتی وسط امتحان غش می‌کنی : نامجون : همین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط