دستاشو مشت کرده بود
دستاشو مشت کرده بود
پرسیدم توی مشتت چیه ؟
گفت : خودت نگاه کن
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم … توی دستاش چیزی نبود
گفتم : چیزی نیست که ؟
دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت : نبود ولی حالا هست
دستام گرم شد و اون لبخند زد
پرسیدم توی مشتت چیه ؟
گفت : خودت نگاه کن
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم … توی دستاش چیزی نبود
گفتم : چیزی نیست که ؟
دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت : نبود ولی حالا هست
دستام گرم شد و اون لبخند زد
- ۲.۷k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط